سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)
سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)
موضوع : اعتراف
تو یکی از هاشیرا های تازه وارد بودی و چند وقت بود با مویچیرو دوست شده بودی
شما همه ی ماموریت ها رو باهم میرفتید ، باهم غذا میخوردید و خلاصه اکثر کار هاتون رو باهم دیگه انجام میدادید
ولی مویچیرو به شما فقط به دید یک دوست نگاه نمیکرد
خودشم نمیدونست تو دلش چخبره
ولی اون هر وقت خنده تو رو میدید یه حسی داشت انگار قند تو دلش آب میشد
ولی این پسر فهمیده بود عاشق تو شده و تصمیم گرفته بود بهت اعتراف کنه
یه شب برف اومده بود و تو و مویچیرو رفته بودید بیرون برف بازی کنید
نشسته بودید رو برف ها و داشتید چایی میخوردید(نویسنده عاشق چاییه چیزی نی🗿🚬)
که یهو مویچیرو بهت گفت :
مویچیرو : ا/ت میخوام یه چیزی بهت بگم
ا/ت : بله مویچیرو؟
مویچیرو : من.....م..م...من
ا/ت : چیشدههههههههه
مویچیرو : ا/ت من خیلی وقته که تورو فقط به چشم یه دوست صمیمی نمیبینم
من عاشقتم
نمیدونم تو حست به من چیه ولی میخواستم بهت بگم که بدونی من عاشقتم
(تو توی ذهنت کلی خر ذوق شده بودی چون خودتم رو مویچیرو کراش زده بودی🗿)
ا/ت : خب راستش.....
منم از تو خوشم میاد
تو : گوجه شدن
مویچیرو خوشحال میشه که توهم دوسش داری و میبوسدت و بغلت میکنه
پایانننننننننن
قصه ی ما به سر رسید
ا/ت به مویچیرو رسید
سانمی به کانائه نرسید(عر-)
موضوع : اعتراف
تو یکی از هاشیرا های تازه وارد بودی و چند وقت بود با مویچیرو دوست شده بودی
شما همه ی ماموریت ها رو باهم میرفتید ، باهم غذا میخوردید و خلاصه اکثر کار هاتون رو باهم دیگه انجام میدادید
ولی مویچیرو به شما فقط به دید یک دوست نگاه نمیکرد
خودشم نمیدونست تو دلش چخبره
ولی اون هر وقت خنده تو رو میدید یه حسی داشت انگار قند تو دلش آب میشد
ولی این پسر فهمیده بود عاشق تو شده و تصمیم گرفته بود بهت اعتراف کنه
یه شب برف اومده بود و تو و مویچیرو رفته بودید بیرون برف بازی کنید
نشسته بودید رو برف ها و داشتید چایی میخوردید(نویسنده عاشق چاییه چیزی نی🗿🚬)
که یهو مویچیرو بهت گفت :
مویچیرو : ا/ت میخوام یه چیزی بهت بگم
ا/ت : بله مویچیرو؟
مویچیرو : من.....م..م...من
ا/ت : چیشدههههههههه
مویچیرو : ا/ت من خیلی وقته که تورو فقط به چشم یه دوست صمیمی نمیبینم
من عاشقتم
نمیدونم تو حست به من چیه ولی میخواستم بهت بگم که بدونی من عاشقتم
(تو توی ذهنت کلی خر ذوق شده بودی چون خودتم رو مویچیرو کراش زده بودی🗿)
ا/ت : خب راستش.....
منم از تو خوشم میاد
تو : گوجه شدن
مویچیرو خوشحال میشه که توهم دوسش داری و میبوسدت و بغلت میکنه
پایانننننننننن
قصه ی ما به سر رسید
ا/ت به مویچیرو رسید
سانمی به کانائه نرسید(عر-)
- ۱۰۰
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط