{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی‌ست نازنین
روزگار غریبی‌ست نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می‌زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
و در این بن‌بست کج و پیچ سرما آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان می‌دارند
به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبی‌ست نازنین
آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

#پست_شبانه_کتابخون
دیدگاه ها (۱)

## فصل سوم: سکوتِ پیش از انفجارمسیر رسیدن به خانه، مثل یک کا...

با شتاب جعبه دستمال‌کاغذی را از داشبورد چنگ زد، در را باز کر...

دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدلت را می‌پویند ...

.دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدلت را می پویند...

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدلت را می پویند ...

.دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدلت را می پویند...

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدلت را می پویند ...

دهانت را می‌بویندمبادا که گفته باشی دوستت می‌دارمدلت را می‌ب...

دهانت را می‌بویندمبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.دلت را می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط