‏یه شب که خیلی ترس از دست دادنشو داشتم؛ ‏گفت: دیوونه فک ک

‏یه شب که خیلی ترس از دست دادنشو داشتم؛ ‏گفت: دیوونه فک کردی تنهات میذارم!؟ کاری به اینکه رفت ندارم، میخوام بگم هر ادمی لااقل یکبار خوشبخت ترین بوده :)
#مانلی_آوین
دیدگاه ها (۱)

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۷(last part)۱ ماه بعد...تو این یک ماه ا...

نمیدونم باید از کجا شروع کنم؛ ولی رفتن اسطوره ای مثل تو دردن...

برترین مدل پارت ۱

ادامش :حالا من با اینا حرف نمیزنم و قلبم خیلی تحت فشاره فک ک...

سناریو باچیرا پارت ۱

وای وای .....اینکارو نکن مغز قشنگم با من ‌..خاطرات اکثرشون م...

Why Did I Fall in Love with You?P⁵+پس قرارداد رو قبول می‌کنم...

آمده ام ، آمدنم بهر چه بودنه جدی ، متنفرم از اینکه دارم عمرم...

سلام فرشته هاشینای اممیخوام یه چیزی بهتون بگم که ممکنه بعضیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط