تو، ای خدای من... تو، ای خدای من... تکراری ترین "حضور"زند
تو، ای خدای من... تو، ای خدای من... تکراری ترین "حضور"زندگی منی... و من عجیب به اغوشت از ان سوی فاصله ها خو گرفته ام... خوگرفته ام؛ به آبی آسمانت، به اجابت های بی شمارت، به بخشش های سخاوتمندانه ات... خو گرفته ام ؛ به تماشا کردن و بوییدن گلهایی که هر بهار برایم میفرستی، به آفتابی که هر صبح به من هدیه میدهی... خدایا! وقتی از من گرفتی و به من نبخشیدی, فهمیدم که معادله زندگی، نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته هاست... میگویند: چشمه ها در جاری شدن و علفها در سبز شدن معنی پیدا میکنند، کوهها با قله ها و دریا ها با موج زندگی پیدا میکنند و همه انسانها با عشق... پس قلبم را پذیرا باش و عشقت را بیش از پیش در ان جای ده... عاشقانه دوستت دارم خدای من...
- ۱.۵k
- ۰۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط