#برادر ناتنی من
part:22
ات رفت و برای خودش رامیون(نودل)و دوکبوکی(یه نوع غذای کرهای)درست کرد و برداشت برد اتاقش تا همونجا بخوره.
«۴۵ مین بعد»
«ویو ات»
آخییییییی،سیر شدم.
این فیلمم که تموم شد یعنی باید بخوابم؟!
عاممم،خوابم نمیاد.
باید چیکار کنم؟!!!
اومم،باید برم پایین یه سر بزنم ببینم چه خبره!!
*رفت پایین*
دید که کوک از در اومد تو.
بنظر حالش خوب نیست.
یعنی باید ازش بپرسم که چیشده؟!
نوچ نوچ نمیپرسم…
حالا که اومدم باید برم آب بخورم.
داشتم لیوان آبو به سمت دهنم میبردم که دیدم کوک افتاد رو زمین!!!!!!.
به سمتش رفتم دیدم زخمی شده!!…
ات:چیشده؟؟
کوک:چیزی نیست(بیحال)
ات:منظورت چیه که چیزی نیست تو الان زخمی هستی!!!!
کوک:ات گفتم هیچی نیست برو اتاقت(بیحال،یه خورده لحن تند و عصبی.)
ات:اگه برم همینجا میمیری بعدش میمونی رو دستم واسم دردسر میشه..
بهش دروغ گفتم من احمق نگرانش بودم!.
کمکش کردم بلندشه و به سمت اتاقش بردمش.
روی تخت دراز کشید.
ات:جعبه کمکهای اولیه کجاست؟؟
کوک:توی اون کمد یکی هست.
*اشاره به کمد*
ات:اوکی تکون نخور تا برم بیارمش.
رفت آوردش.
لباس کوک رو در آورد و زخمشو پانسمان کرد.
او مای گادددددد،عجب بدنیییی.
عه عه دوباره هول بازی؟
نه نه نه دوباره انجامش نمیدم!!!
ولی نمیشه از بدنش گذشت سیکس پکاش واقعا….
دلم میخواست بهشون دست بزنم پس…
__________________________________________
شرایط پارت بعد:✨
لایک 25💛
کامنت 25🫠
بازنشر 13🐣
ناشناس🍋
لینک ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/5278856.
توی چنل تلگرامم عضو شید عشقای من❤️🔥🐰.
*لینک توی پست پین شده هست*
دوستتون دارم بای بای پرنسسای من🥹🫂.
ات رفت و برای خودش رامیون(نودل)و دوکبوکی(یه نوع غذای کرهای)درست کرد و برداشت برد اتاقش تا همونجا بخوره.
«۴۵ مین بعد»
«ویو ات»
آخییییییی،سیر شدم.
این فیلمم که تموم شد یعنی باید بخوابم؟!
عاممم،خوابم نمیاد.
باید چیکار کنم؟!!!
اومم،باید برم پایین یه سر بزنم ببینم چه خبره!!
*رفت پایین*
دید که کوک از در اومد تو.
بنظر حالش خوب نیست.
یعنی باید ازش بپرسم که چیشده؟!
نوچ نوچ نمیپرسم…
حالا که اومدم باید برم آب بخورم.
داشتم لیوان آبو به سمت دهنم میبردم که دیدم کوک افتاد رو زمین!!!!!!.
به سمتش رفتم دیدم زخمی شده!!…
ات:چیشده؟؟
کوک:چیزی نیست(بیحال)
ات:منظورت چیه که چیزی نیست تو الان زخمی هستی!!!!
کوک:ات گفتم هیچی نیست برو اتاقت(بیحال،یه خورده لحن تند و عصبی.)
ات:اگه برم همینجا میمیری بعدش میمونی رو دستم واسم دردسر میشه..
بهش دروغ گفتم من احمق نگرانش بودم!.
کمکش کردم بلندشه و به سمت اتاقش بردمش.
روی تخت دراز کشید.
ات:جعبه کمکهای اولیه کجاست؟؟
کوک:توی اون کمد یکی هست.
*اشاره به کمد*
ات:اوکی تکون نخور تا برم بیارمش.
رفت آوردش.
لباس کوک رو در آورد و زخمشو پانسمان کرد.
او مای گادددددد،عجب بدنیییی.
عه عه دوباره هول بازی؟
نه نه نه دوباره انجامش نمیدم!!!
ولی نمیشه از بدنش گذشت سیکس پکاش واقعا….
دلم میخواست بهشون دست بزنم پس…
__________________________________________
شرایط پارت بعد:✨
لایک 25💛
کامنت 25🫠
بازنشر 13🐣
ناشناس🍋
لینک ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/5278856.
توی چنل تلگرامم عضو شید عشقای من❤️🔥🐰.
*لینک توی پست پین شده هست*
دوستتون دارم بای بای پرنسسای من🥹🫂.
- ۹.۹k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط