رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۴۲

*یک هفته بعد:

شینوبو :نه سااااان!! زنگ بزن خووووو
کانائه :عمرا ، چرا میخوای دوباره بریم تو اون جهنم؟ اگه هم بریم اینبار نمیزارم بیای شینوبو
شینوبو :چراااااااا خووووو پس منم اطلاعاتم رو بهتون نمیگم
کانائه: نگو ، میتسوری میگه
شینوبو: یعنی میخوای میتسوری رو ببری ولی منو نه؟
کانائه: من نگفتم اونم میبرم ، اون هم میمونه. اون نباید آیندش تباه شه. تو هم همینطور.
شینوبو :پس خودت چی؟ خودت مگه آینده نداری؟
کانائه: وایییییی خدااااا ، مگه یادت رفته من سانمی رو دارم؟
شینوبو: اَه خیلی عاشقانس
کانائه: شینوبو ، تو باید بری دانشگاه، یه شغل خوب برای خودت دست و پا کنی ، با گیو ازدواج کنی ، بعد هم بچه دار شین و منم بشم خاله باحاله
شینوبو: منظورت چیه با گیو؟ چرا باید با اون ازدواج کنم مگه من دوستش دارم؟
کانائه :اگه نه پس چرا لپات گل انداخته؟🌚✨
شینوبو: چون گرممه💅
کانائه :ولی الان هوا خیلی سرده😐😂
شینوبو :خب چون .... اهههههه بحث رو عوض نکن.
کانائه: بحث چی بود اصلا؟😐
شینوبو: از کجا مطمئنی سانمی میتونه ازت محافظت کنه؟ چطور میخوای اینو تضمین کنی؟ اصلا از کجا درمورد حس من نسبت به گیو میدونی؟
کانائه: آروم آروم.😂😐 تضمین نمیکنم آسیب نبینم ، ولی من بهش اعتماد دارم شینوبو؛ همین کافی نیست؟ از اونور هم باید بگم که خیلی تابلویی آخه ، وقتی میبینیش یهو خیلی آدم عاقل و مودبی میشی ، معلومات و اطلاعاتت میره بالا ، تازشم💁‍♀ درسته اذیتش میکنی ولی مراقبی واقعا اون اذیت کردن هات روش تاثیر نزاره ، غیر از اینه؟
شینوبو: باشه قبول من دوستش دارم ولی اون چی؟
کانائه: مگه مهمه؟
شینوبو :اگه نیست پس چیه؟
کانائه: نگران نباش اونم تو رو دوست داره ، به من اعتماد کن. من خواهرتم👍😐
شینوبو: پس بزار منم دوباره یه شیطان کش بشم ، اینجوری خیالم راحت تره
کانائه :واییییی خدااااااا از دست شینوبو. آخه مگه یه آدم چقدر میتونه لجباز و یه دنده باشه؟
شینوبو: به همین اندازه که الان میبینی من هستم
کانائه: من نمی خوام مثل قبل بشه
شینوبو: الان مثل مثل نیست ، دنیا خیلی پیشرفت کرده نه_سان....
کانائه: آره درسته ، علم پزشکی هم پیشرفت کرده، ولی تو یا آئویی چیزی از تجربه ی پزشکی نمی دونید ، تجربه ای از جراحی ها تشخیص بیماری هم ندارید.
شینوبو: یاد میگیریم، چرا نشه؟
کانائه :چون نمیشه
شینوبو : میریم بیمارستان اصلا ، روی زخم ها به عنوان تلاش نا موفق برای خودکشی سرپوش میزاریم.
کانائه: اونوقت نمی پرسن چرا یه نفر توی یه هفته ده ها بار میخواسته خودشو بکشه؟
شینوبو: خب اون پزشک دیگه زیادی فضوله!
کانائه: ....




















شینوبو: تو نمی تونی جلوی منو بگیری، زندگی منه !منم هر کاری بخوام باهاش انجام میدم...













































ادامه دارد...

خدمت شما ، یک پارت مزخرف چرت و پرت دیگر💁✨️
میخوام یه کاری کنم کارستون😂🎀 اگه گفتید چی؟
(*برگرفته از استاد ایسایاما هاجیمه🤡🎀)

چالش: یه انیمه ی کمدی درام زندگی روزمره معرفی کنید ، یه چیزی تو مایه های زندگی روزمره یک شکنجه گر پاره وقت 🗿🪄😂✨️

خب خدافظ 🗿🎀
دیدگاه ها (۲۶)

شمشیر بر تاریکی پارت ۱۶

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۳

فدای عمر حسن ...🔪«اگه این ویدیو رو دوست داشتی، لایک و فالو ی...

کپ چک

✨ اگه تو هم یه آرزوی خیلی بزرگ داری، باور کن رسیدن بهش قشنگ‌...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

چیبگم

My Arirang Part ۲۱جونکوک: خدای من نمی‌دونم تو چی فکر کردی ،،...

اینو یکی از بچه ها رفته بود منم گفتم برم

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط