{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورا

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورا
می شکفت از دامنت رنگین کمان، چیدم تورا

چنگ در موسیقی گیسوی تو انداختم
نت به نت آرام، می رقصی و رقصیدم تورا

چشم های قهوه ای... یک قهوه گاهی زندگیست
پشت هم فنجان به فنجان آه، نوشیدم تورا

بوسه هایت دانه هایی در زمین تشنه بود
پیچکی در من به پا میخواست، پیچیدم تورا

عشق زیر پوستم چون نور در قلبم دوید
نیمه شب آبستن خورشید، تابیدم تورا

تن به تن یک تن شدیم و در تب هم سوختیم
گم شدم، دنبال خود هر روز پرسیدم تورا

با تو هی احساس میکردم خدا نزدیک ماست
با تو حس دیگری دارم،... پرستیدم تورا

از قنوتم ساختم قایق به آب انداختم
هر طرف فانوس عشقت بود، چرخیدم تورا

بین مردم راه میرفتی کسی نشناختت
در خیابان، کوچه، دریا، دشت ها... دیدم تورا

هر گلی که می شکفت از دشت، تفسیر تو بود
دوختم پیراهنی از گل-وَ پوشیدم تورا

غلامرضا سلیمانی
دیدگاه ها (۲)

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

من راز نگاهت را از اینه پرسیدم چشمان نجیبت را از دور پ...

من راز نگاهت را از اینه پرسیدم چشمان نجیبت را از دور پ...

طیبه شنبه زاده شاعر هرمزگانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط