{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترت

_ بابا من میرم پفیلا درست کنم *
# باشه عزیزم تو برو درست کن
# منم میرم بالش بیارم رو مبل دراز بکشیم فیلم نگاه کنیم
_ بابا نشسته بود رو مبل و منتظر من بود
_ من اومدم
_ رفتم تو بغل بابا و نشستیم فیلم رو نگاه کردیم
_ فیلم ترسناک بود بابا هم عاشق فیلم ترسناک بود
_ بابا حتی فکرش هم نکن که منو بترسونی
# نه بابا بشین فیلمو نگاه کن .... من برم دستشویی برگردم
_ با ترس گفتم: باشه
نیم ساعت*** بعد ساتورو + دستشویی
_ ای خدا کم کم دارم میترسم
_ بابا تو حالت خوبه اون تو
_ یا خدا تو دست شویی نیست
_ برقا خاموش بود
_ پشتم رو نگاه کردم دیدم تلویزیون خاموش شده
_ نمی خواستم گریه کنم باید بابا رو پیدا میکردم
رفتم تو اتاق خودم تا اونجا رو بگردم صدای بسته شدن در اتاقم رو شنیدم هر چه قدر دست گیره درو فشار می دادم باز نمیشد
در قفل شده بود
# یوهاااااااااااااااااا
_ یا حضرت زن بابا مگومی !!!!!!!!!!!!
_ بابا ...‌ مگه نگفتم منو نترسون
_ چرا خنده میکنی ؟ خنده داره ؟
# وای خدا..... قیافت ... دیدن داشت
# خب بیا بریم منچ بازی بکنيم...
_ باشه ...
_ بابا تو حال بود منم رفتم اتاق که منچ رو بیارم که دیدم از توی کمدم بوی خیلی بدی میاد
_ رفتم درو باز کردم با صحنه ای که دیدم
کاری جز جیغ زدن انجام ندادم
# ساکورا عزیزم چیشده؟
# نگاه نکن بیا بغلم پشت کن نگاه نکن برو بیرون موبایلمو بردار زنگ بزن به عمو مگومی
# این دیگه چجور شوخیه ای
_ با گریه زنگ زدم به عمو مگومی
_ الو عمو مگومی *همون طوری داشت گریه میکرد *
@ چیشده ساکورا سان چرا گریه میکنی
بابات مرده؟
_ میشه بیای ....... خونه ما ؟*نقطه چین ها گریه بود *
# ساکورا بیا اینجا عزیزم گریه نکن منو نگاه کن خب منو نگاه کن
# سعی کن اون صحنه رو از ذهنت بیرون کنی باشه ؟
# بیا بغلم عزیزم
_ بابا .... من من من من من خیلی ترسیدم
# هیچی نگو عزیزم خب بیا یه لیوان آب بخور نترس عزیزم منو نگاه کن بیا رو مبل بشین من همینجا ام نترس
@ گوجووووو ... چیشده
# برو کمده ساکورا و نگاه کن
_ از بغل بابام بیرون نمی اومدم خیلی اون صحنه وحشتناک بود
سر زنه قطع شده بود
_ بی وقفه گریه میکردم
@ این یه تحدیده
# اره این تحدید برای منه
# ساکورا میدونم ترسیدی ولی نگران نباش من کنارتم
# چشماتو ببند عزیزم
÷ چیشده گوجو سنسههههههه؟
@ برو اتاق ساکورا سان رو نگاه کن
÷ یا خدا .. این صد درصد یه تحدیده
÷ مگومی یه لحظه بیا
@ چیشده ؟
÷ نگاه کن اینجا یه کاغذ افتاده
@ بازش کن ببین چی نوشته
* گوجو ساتورو این یه هشداره دفعه بعدی دخترت رو اینطوری برات میفرستم *
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۹ ببخشید دیر شد

پارت ۳

پارت۲

پارت۲

سناریو بی تی اسوقتی فیلم ترسناک نگاه میکنیم و میترسیمنامجون:...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

رمان تو خود منی

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

پارت۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط