با لطف خداوند، به عالم سحر از خواب بیدارم

با لطف خداوند، به عالم سحر از خواب بیدارم
آسمان در رنگ نور پر شده است
بارشی نورانی از همین صبح
بر فراز درختان بلند جنگل میبارد

نور صبح بازیگری نادر و زیباست
با هر قدم، ظلمت را پاک می کند
شعاع‌های خردلی از بین شاخه‌ها می‌لغزد
جذابیت نور در هر برگ و گل می‌پیچد

در آغوش پروانه‌ها، نور پراکنده است
و بلبلان به آواز نور می‌خوانند
جنگل پیراهن نوری خود را پوشیده است
و چشمان من، در این زیبایی می‌سوزد

بارش نور صبحگاهی، تمامی زمین را فرا گرفته است
چشمانم را به نگاهی عمیق، به شگفتی می‌کشاند
از خواب بیدار شده‌ام، تا این زیبایی را ببینم
بر فراز درختان بلند جنگل، نور سرشار از زندگی می‌بارد
دیدگاه ها (۰)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

در سحرگاه کوهستانی بی‌نهایتنور خورشید به زمین تابیده استپرند...

خب از اونجایی که شرایط رسید بریم برای شروع رمان : {{   °   ☆...

★نام دلنوشته: ببار باران★★نویسنده: نازنین براتی★★ژانر: غمگین...

در دل جنگل جادویی، گربه‌ای یگانه و شگفت‌انگیز به نام "ینوس" ...

💔دلم تنگ است💔

دلم تنگ است

🍁دلم تنگ است🍁

ماه رمضان درآذربایجان...اوباش دان" و "اولکرلر" در آذربایجان ...

بچه من داستان نوشتم. این بخش اوله اگر همایت شه قسمت دوم رو میزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط