{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی
بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش
فرو رفت از شدت درد فریادی زد
سوزن را چند متر دور تر پرت کرد .
مردی حکیم که از ان مسیر عبور می کرد
ماجرا را دید سوزن را اورد به کفاش
تحویل داد و شعری را زمزمه کرد

درختی که پیوسته بارش خوری
تحمل کن آنگه که خارش خوری

این سوزن منبع درآمد توست این
همه فایده حاصل کردی یک روز که
از آن دردی برایت آمد آن را دور می اندازی!

نتیجه اینکه اگر از کسی رنجیدیم
خوبی های که از جانب آن شخص
به ما رسیده را به یاد آوریم,
آن وقت تحمل آن رنج آسان تر می شود ...
دیدگاه ها (۷)

بسیار مهم.اولین لبیک به مردی که قیام نکرد.نماز مغرب و عشا را...

#حکایت روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در...

❗️روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگش...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود،ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

#حکایت_کوتاه🦋🌿روزے ڪفاشے در حال تعمیر ڪفشے بود ، ناگهان سوزن...

#️داستان کفاشی که کفش #امام زمان عج را پینه نمی‌زد!سید عبدال...

داستان کفاشی که کفش امام زمان را پینه میزد داستان سید عبدالک...

#کپشنُ_بخونید_لطفا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط