روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی
بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش
فرو رفت از شدت درد فریادی زد
سوزن را چند متر دور تر پرت کرد .
مردی حکیم که از ان مسیر عبور می کرد
ماجرا را دید سوزن را اورد به کفاش
تحویل داد و شعری را زم زمه کرد؛

درختی که پیوسته بارش خوری
تحمل کن انگه که خارش خوری

این سوزن منبع درامد توست این
همه فایده حاصل کردی یک روز که
از ان دردی برایت امد ان را دور می اندازی!

درس اخلاقی اینکه اگر از کسی یا
وسیله ای رنجشی امد بیاد اوریم
خوبی های که از جانب ان شخص
یا فوایدی که از ان حیوان وسیله
یا درخت در طول ایام به ما رسیده ,
ان وقت تحمل ان رنجش اسان تر می شود ...
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

#حکایت روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

❗️روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگش...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود،ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش...

#حکایت_کوتاه🦋🌿روزے ڪفاشے در حال تعمیر ڪفشے بود ، ناگهان سوزن...

#️داستان کفاشی که کفش #امام زمان عج را پینه نمی‌زد!سید عبدال...

داستان کفاشی که کفش امام زمان را پینه میزد داستان سید عبدالک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط