{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکمت 379 نهج البلاغه

حکمت 379 نهج البلاغه
«الوان الرّزق»
و قالَ علیه السلام: یَا ابْنَ آدَمَ الرِّزْقُ رِزْقَانِ:
رِزْقٌ تَطْلُبُهُ، وَ رِزْقٌ یَطْلُبُکَ فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاکَ.
فَلَا تَحْمِلْ هَمَّ سَنَتِکَ عَلَى هَمِّ یَوْمِکَ، کَفَاکَ کُلُّ یَوْمٍ عَلَى مَا فِیهِ، فَإِنْ تَکُنِ السَّنَةُ مِنْ عُمُرِکَ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى سَیُؤْتِیکَ فِی کُلِّ غَدٍ جَدِیدٍ مَا قَسَمَ لَکَ، وَ إِنْ لَمْ تَکُنِ السَّنَةُ مِنْ عُمُرِکَ، فَمَا تَصْنَعُ بِالْهَمِّ فِیمَا لَیْسَ لَکَ، وَ لَنْ یَسْبِقَکَ إِلَى رِزْقِکَ طَالِبٌ، وَ لَنْ یَغْلِبَکَ عَلَیْهِ غَالِبٌ، وَ لَنْ یُبْطِئَ عَنْکَ مَا قَدْ قُدِّرَ لَکَ

ترجمه :
«اقسام روزی و پرهیز از حرص زدن»
و درود خدا بر او فرمود: ای فرزند آدم! روزی دو گونه است:
روزیی که تو آن را جویی، و روزیی که تو را می جوید، که اگر به سراغش نروی به سوی تو آید، پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت منه، که برطرف کردن اندوه هر روز از عمر تو را کافی است، پس اگر سال آینده در شمار عمر تو باشد همانا خدای بزرگ در هر روز سهم تو را خواهد داد، و اگر از شمار عمرت نباشد تو را با اندوه آن چه کار است؟ که هرگز جوینده ای در گرفتن سهم روزی تو بر تو پیشی نگیرد، و چیره شونده ای بر تو چیره نگردد، و آن چه برای تو مقدّر گشته بی کم و کاست به تو خواهد رسید.
**********************
گاه انسان با جهل و نا فرمانی روزی خود را خراب می کند .فکر می کند از راه حرام ثروتش زیاد می شود غافل از اینکه خوراک خود و نسلش را (که روزی مقررشان بوده )آلوده کرده وخیرش را از بین برده.
حتما شنیده اید: روزی حضرت علی (ع) خواستند به مسجد بروند مرکب خود را به مردی سپردند و به مسجد رفتند.مرد لجام حیوان را برداشت و فرار کرد.حضرت بیرون امدند .دو درهم اماده کرده بودند به او
بدهند.ان مرد لجام را به بازار برده ودو درهم فروخته بود.
حضرت به همراهشان فرمودند:روزی مقرر او امروز دو درهم بود ولی او رزق حلال را حرام کرد!!!!!!!
***********************
گفتم: عباس آقا با این درآمدت زندگیت میچرخه؟
گفت: خدا رو شکر ،کم وبیش میسازیم.خدا خودش میرسونه.
گفتم : حالا ما دیگه غریبه شدیم لو نمیدی!
گفت: نه یه خورده قناعت میکنم گاهی اوقات هم کار دیگه ای جور بشه انجام میدم ،خدا بزرگه نمیذاره دست خالی بمونم.
گفتم: نه. راستشو بگو
گفت: هر وقت کم آوردم یه جوری حل شده.خدا رزاقه، میرسونه.
گفتم: ای بابا ما نامحرم نیستیم. راستشو بگو دیگه!
گفت: توفکرکن یه تاجر یهودی توی بازار هست هر ماه یه مقدار پول برام میاره کمک خرجم باشه.
گفتم: آهان. ناقلا دیدی گفتم. حالا شد یه چیزی. چرا از اول راستشو نمیگی؟
گفت : بی انصاف سه بار گفتم خدا میرسونه باور نکردی یک بار گفتم یه یهودی میرسونه باور کردی.
یعنی خدا به اندازه یه یهودی پیش تو اعتبار نداره؟!
یه پیری بود تو همین تهرون که میگفت:
هر وقت گرفتاریم به همه رو میزنیم وقتی کسی کار از دستش برنمیاد میگیم بریم در خونه خدا رو هم بزنیم شاید کاری کرد!
شاید خدایی باشه!
هی سجده میکنیما ولی هنوز خوب باور نداریم که یکی اون بالا هست که حواسش به ماست
تا این شک به یقین نرسه همه خدات میشن الا خدا..!!!!!!!
**********************
دیدگاه ها (۹)

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :دقت شود که تأکید دارد فراگیر...

ماهِ لورنزو 🌙🥀لورا تو پارک منتظر مونا بودم گفته بود داداشم ر...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :اما آنها پاسخ دادند: ق...

حجت‌الاسلام‌والمسلمین فرحزاد: ایمان به خدا و خدمت به مردم بالاترین کمال انسانی در مکتب امام عسکری(ع)

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط