{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجاست سرخی فریادهای بابک خرم

کجاست سرخی فریادهای بابک خرم
زمان حادثه رویید با نشانه دیگر
چنین زمانه چه سخت است در زمانه ی دیگر
هزار خنجر کاری به انحنای دلم آه
مخوان، ترانه مخوان، باش تا ترانه ی دیگر
بهانه بود مرا شرکت قیام گذشته
عطش، عطش تو بمان گرم، تا بهانه دیگر
همیشه قلب مرا زخم، زخم کهنه کاری
همیشه دست ترا تیغ، تیغ فاتحانه ی دیگر
سکوت در دل این آشیانه ی ممتد وای
کجاست منزل امنی، کجاست خانه ی دیگر
خروش و جوشش دریاچه در کرانه ی من بین
که این ترانه نبوده است در کرانه ی دیگر
جوانه سبز نبوده است در گذشته ی این باغ
بمان تو سبزی این باغ، تا جوانه ی دیگر
زمان حادثه خوش آمدی، سلام بر رویت
که شب نشسته به خنجر در آستانه ی دیگر
به جان دوست از این تازیانه باک ندارم
که زخم جان مرا هست تازیانه ی دیگر
کجاست سرخی فریادهای بابک خرم
کجاست کاوه ی آزاده ی زمانه ی دیگر؟
خسرو گلسرخی
دیدگاه ها (۱)

گاهی خدا به انسان میگوید :: من خانه هستم .. ، در بزن .با هم...

گیرم که در باورتان به خاک نشسته امو ساقه های جوانم از ضربه ه...

نمی‌میرد دلی کز عشق می‌گویدو دستانی که در قلبی، نهال مهر می‌...

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفتاز فکر اینکه قد نکشیدم دلم گ...

زمان حادثه رویید با نشانه دیگر چنین زمانه چه سخت است در زمان...

بیهوده مانده ایم ، شگفتا فسانه چیست ؟جز غم نماند ، ماندن ما ...

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

این فصل آخر است، ببخش عاشقانه نیستامشب در این خرابه هوای ترا...

این فصل آخر است، ببخش عاشقانه نیستامشب در این خرابه هوای ترا...

این فصل آخر است، ببخش عاشقانه نیستامشب در این خرابه هوای ترا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط