سناریو (وقتی غیرتی میشن)

#سناریو
#استری_کیدز

چان)
بخاطر اینکه با یکی از استف ها گرم گرفته بودی میاد کنارت وایمیسته و بدون مقدمه کنار گوشت میگه:
_ خانوم کوچولو خودتو برای شب آماده کردی ؟

(لینو)
با هیونجین گرم گرفته بودی داشتی میگفتین و میخندیدن که لینو با نگاهش به هیونجین بنده خدا فهموند که باید ازت فاصله بگیره و نگاهشو به تویی که همچنان داشتی باهاش بگو و بخند میکردی داد
_ ادامه بده عزیزم.....ادامه بده(آروم)

(چانگبین)
داشتی به یکی از اعضا حرکت درست ورزشی رو یاد میدادی که مجبور شدی بری و دستش رو بگیری تا بتونه بهتر متوجه بشه و این باعث میشه که چانگبین از عصبانیت به جوش بیاد و خودش به طرفت میاد و غیر مستقیم با فشار دادن دستت بهت میفهمونه که کاری رو کردی که نباید میکردی

(هیونجین)
توی یکی از مراسمات متوجه میشه که یکی از ایدل های مرد به تو نزدیک شده و داره باهات لاس میزنه، توی همون موقع میاد و کنارت وایمیسته و دستاش رو دور کمر ل.خ.ت.ت می‌کشه و آروم دم گوشت به طوری که هیچکس متوجه نشه لب میزنه:
_ حواست هست دیگه......که داری برای خودت شب سختی رو میسازی

(جیسونگ)
با یکی از پسرای فامیلت بدجوری گرم گرفته بودی که این باعث میشه جیسونگ از توی کنترل خارج بشه و بیاد یقه طرفو بگیره و تا جا داره توی دهنش مشت خالی کنه

(فلیکس)
بخاطر اینکه گفته بودی کراشت لونوعه بدجوری غیرتش بالا می‌زنه و میاد کنارت روی مبل میشینه و شروع می‌کنه نوازش کردن رون های پات و با صدای پشمان ریزانش دم گوشت میگه:
_ کی بهت اجازه داده که بقیه رو دید بزنی....خانوم کوچولو

(سونگمین)
ایشون هم مثل هیونجین متوجه ی این میشه که یکی توی مراسم به سمتت اومده و داره باهات بگو و بخند می‌کنه......عصبی میشه و به سمتت میاد و دستاتو میگیره و روشو‌ به یارو می‌کنه
_ ببینم .....شما که نمیخواید بمیرید آقای محترم؟

(جونگین)
تورو در حالی که داری با چانگبین و فلیکس گیم میزنی نگاه می‌کنه و تو دلش برات نقشه هایی که انجامش براش ممنوعه رو میکشه
دیدگاه ها (۵)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۴ بعد از مسابقه، همه برای برگشتن به م...

اصکی میری منبع بزن و اجازه بگیر

عرررررررر

سناریو🥂

Scenario bts #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت‌میوفته و بیهوش ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی پری٫ودی و اون کتکت میزنه.)هیونجین/ا.تساع...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

سناریو بلولاک/قفل آبی

خلاصه رمان : آنجلینا دختری که همبازی بجگیش تبدیل به کسی میش...

دو پارتی هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط