{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عرررررررر

مینهو و جیسونگ‌ توی فرودگاهِ کُره داشتن کاپلی بحث می‌کردن😭😭
🐿️: آخ، این رو مخه. [به ایرپادِ مینهو اشاره می‌کنه] اگه می‌خوای با من حرف بزنی، اینو دربیار!!!! اگه جواب منو می‌خوای، اینو دربیار!!!
🐱: داشتی چی می‌گفتی؟
🐿️: برو اون‌ور، دوربین اینجاست(؟) / برو، جلوی دوربین نمی‌شه گفت.
🗣️[ خبرنگار ] شما دوتا که دعوا نمی‌کنید، مگه نه؟
🐿️: ها؟ چرا، داریم دعوا می‌کنیم! هی یه چیزی ازم می‌پرسه، بعد ایرپادش توی گوششه، بعد انتظار داره من این‌طوری جوابش رو بدم!!
🐱: [لبخند پیروزی می‌زنه]
دیدگاه ها (۱)

عررررر

عرررررررذ

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۶ چند روز از اعتراف چانگبین و جونگین ...

I fell for my doctor- part 11

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

p15

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

هتل ۴۰۴ p.3

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 23صدای باران روی شیشه‌ی اتاق کنترل می‌خورد.فل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط