سناریو🥂
#سناریو بانگو
کراکترا:برو ببین میفهمی:/
موضوع؟: اگه مست برگردن خونه
______________
🎭DAZAI🎭:
صحنه: در رو با ضربه باز نمیکنه، بلکه با بدبختی تکیه میده به چارچوب و نگات میکنه. کتش رو روی زمین ول میکنه و مستقیم میاد سمتت.
عمل: وقتی بهت میرسه، به جای سلام، خودش رو میندازه توی بغلت. وزنش رو کامل میندازه روت و دستاش رو دور کمرت حلقه میکنه، جوری که نفست بند بیاد. اون بانداژها دیگه مانع نیستن، اون مستقیم سرش رو فرو میکنه توی گردنت.(عررر✨)
دیالوگ: «ا/ت… میدونی دنیای بیرون چقدر پوچه؟ ولی وقتی بو میکشم… بوی تو رو… حس میکنم هنوز یه دلیلی برای نفس کشیدن هست. (نفس گرمش گوشتو کمی قلقلک میده) تکون نخور… فقط ۵ دقیقه بذار همینطوری بمونم. اگه الان بخوای بری، قول میدم تا یه هفته درست نتونی راه بری… میخوای امتحان کنی؟» (عه...🗿)
___________________
🍷CHUUYA🍷:
چویا با لگد در رو باز میکنه، کتش روی دوشش آویزونه و چشماش از مستی برق عجیبی دارن. بدون هیچ مقدمهای، مستقیم میاد سمتت و قبل از اینکه واکنشی نشون بدی، دستت رو با قدرت میکوبه به دیوار، کنار سرت.
اون با استفاده از قدرت جاذبهش، ترو خیلی آروم و بیدفاع به دیوار میخکوب میکنه. صورتش رو میاره نزدیک صورتت، جوری که گرمای نفسش با بوی تند شراب گرونقیمت یکی میشه.
چویا: (با یه لبخند کج و لحن خشدار) «ا/ت… میدونی وقتی مستم، دنیا یه ذره برام تار میشه؟ ولی تو… تو از همیشه شفافتر و جذابتری.»
(دست آزادش رو میکشه روی گونت و با انگشت شستش لبت رو لمس میکنه)
«امشب دیگه خبری از ادب و نزاکت نیست. دلم میخواد اینقدر محکم نگهت دارم که یادت بره دنیا بیرون این دیوارها وجود داره… نظرت چیه؟ آمادهای برای یه شب حسابی دردسرساز؟ (عوومم🗿)
__________
تامام✨
خب نمیدونم خوب شد یا نه تلوقودا لایک کنین🎀
کراکترا:برو ببین میفهمی:/
موضوع؟: اگه مست برگردن خونه
______________
🎭DAZAI🎭:
صحنه: در رو با ضربه باز نمیکنه، بلکه با بدبختی تکیه میده به چارچوب و نگات میکنه. کتش رو روی زمین ول میکنه و مستقیم میاد سمتت.
عمل: وقتی بهت میرسه، به جای سلام، خودش رو میندازه توی بغلت. وزنش رو کامل میندازه روت و دستاش رو دور کمرت حلقه میکنه، جوری که نفست بند بیاد. اون بانداژها دیگه مانع نیستن، اون مستقیم سرش رو فرو میکنه توی گردنت.(عررر✨)
دیالوگ: «ا/ت… میدونی دنیای بیرون چقدر پوچه؟ ولی وقتی بو میکشم… بوی تو رو… حس میکنم هنوز یه دلیلی برای نفس کشیدن هست. (نفس گرمش گوشتو کمی قلقلک میده) تکون نخور… فقط ۵ دقیقه بذار همینطوری بمونم. اگه الان بخوای بری، قول میدم تا یه هفته درست نتونی راه بری… میخوای امتحان کنی؟» (عه...🗿)
___________________
🍷CHUUYA🍷:
چویا با لگد در رو باز میکنه، کتش روی دوشش آویزونه و چشماش از مستی برق عجیبی دارن. بدون هیچ مقدمهای، مستقیم میاد سمتت و قبل از اینکه واکنشی نشون بدی، دستت رو با قدرت میکوبه به دیوار، کنار سرت.
اون با استفاده از قدرت جاذبهش، ترو خیلی آروم و بیدفاع به دیوار میخکوب میکنه. صورتش رو میاره نزدیک صورتت، جوری که گرمای نفسش با بوی تند شراب گرونقیمت یکی میشه.
چویا: (با یه لبخند کج و لحن خشدار) «ا/ت… میدونی وقتی مستم، دنیا یه ذره برام تار میشه؟ ولی تو… تو از همیشه شفافتر و جذابتری.»
(دست آزادش رو میکشه روی گونت و با انگشت شستش لبت رو لمس میکنه)
«امشب دیگه خبری از ادب و نزاکت نیست. دلم میخواد اینقدر محکم نگهت دارم که یادت بره دنیا بیرون این دیوارها وجود داره… نظرت چیه؟ آمادهای برای یه شب حسابی دردسرساز؟ (عوومم🗿)
__________
تامام✨
خب نمیدونم خوب شد یا نه تلوقودا لایک کنین🎀
- ۳۳.۰k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط