{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+میگن امروز تولدمه…

+میگن امروز تولدمه…
اما من هیچوقت دلم نمیخواد خودمو به اعداد و ارقام محدود کنم …
و به نظرم تاریخ تولد یک انسان صرفا روزی نیست که از شکم مادر متولد شده
به نظرم یه آدم توی عمرش بارها و بارها متولد میشه
مثلا هر بار که از ته دلش احساس خوشحالی میکنه …
هر بار که بعد از یک زمین خوردن اساسی پا میشه و ادامه میده…
اولین باری که عشق رو لمس می کنه…
اولین باری که احساس ناب دوست داشتن پاشو به زندگیش میزاره …
هر وقت از یک مسیر اشتباه برمیگرده
یا زمانی که با خاطرات تلخش خداحافظی
می کنه انگار تازه متولد شده …
لحظه ای که با محبتش باعث شادی دلی میشه …
یا جلوی شکستن قلبی و ریختن اشکی رو میگیره …
یا هر وقت کسی رو با تمام وجودش
می بخشه…
هر روزی که سعی می کنه خوب باشه و هر شبی که با احساس رضایت از خودش
می خوابه انگار تولد دوباره ست …
و من هر بار در زندگی هر کدوم از این حس ها رو تجربه کردم به خودم گفتم
تولدت مبارک رفیق  …🧡🤝

"🎂🍭"
.
.
.
🎆𝒽𝒶𝓅𝓅𝓎 𝐵𝒾𝓇𝓉𝒽𝒹𝒶𝓎 𝓉𝑜 𝓂𝑒🎆

³.³
•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۲۷۵)

سناریو(درخواستی):وقتی بچتون برای اولین بار راه می‌ره :نامجون...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوجی ایتادوری)وقتی ناراحتی، با ک...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

╭─────── ⋆。˚ ✧ ˚。⋆ ───────╮💜 happybirthdaynamjoon 💜╰─────── ...

از آرمیها میخوام که این متن رو پخش کنن تا به دست RM برسه

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

((تبدیل به شخصیت فرعی درمانگر شدم))

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط