عشقی که درد عشق وطن بود درد او*
عشقی که درد عشق وطن بود درد او*
*او بود مرد عشق که کس نیست مرد او
چون دود شمع کشته که با وی دمیست گرم*
*بس شعله ها که بشکفد از آه سرد او
بر طرف لاله زار شفق پر زند هنوز*
*پروانه تخیل آفاق گرد او
او فکر اتحاد غلامان به مغز پخت*
*از بزم خواجه سخت به جا بود طرد او
آن نردباز عشق که جان در نبرد باخت*
*بردی نمی کنند حریفان نرد او
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق *
*عشقی نمرد و مرد حریف نبرد او
در عاشقی رسید بجائی که هرچه من*
*چون باد تاختم نرسیدم به گرد او
از جان گذشت عشقی و اجرت چه یافت مرگ*
*این کارمزد کشور و آن کارکرد او
آن را که دل به سیم خیانت نشد سیاه*
*با خون سرخ رنگ شود روی زرد او
درمان خود به دادن جان دید شهریار*
*عشقی که درد عشق وطن بود درد او
*او بود مرد عشق که کس نیست مرد او
چون دود شمع کشته که با وی دمیست گرم*
*بس شعله ها که بشکفد از آه سرد او
بر طرف لاله زار شفق پر زند هنوز*
*پروانه تخیل آفاق گرد او
او فکر اتحاد غلامان به مغز پخت*
*از بزم خواجه سخت به جا بود طرد او
آن نردباز عشق که جان در نبرد باخت*
*بردی نمی کنند حریفان نرد او
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق *
*عشقی نمرد و مرد حریف نبرد او
در عاشقی رسید بجائی که هرچه من*
*چون باد تاختم نرسیدم به گرد او
از جان گذشت عشقی و اجرت چه یافت مرگ*
*این کارمزد کشور و آن کارکرد او
آن را که دل به سیم خیانت نشد سیاه*
*با خون سرخ رنگ شود روی زرد او
درمان خود به دادن جان دید شهریار*
*عشقی که درد عشق وطن بود درد او
- ۷۱۵
- ۰۸ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط