نظرتون راجب متن؟!

نظرتون راجب متن؟!
یاد گرفتم هیچگاه به کسی نگویم دوستت دارم چون میرود ..نمیخواهم بروی ..این دلیل همانند سوزنی لب هایم را میدوزد که سکوت اختیار کنم
این سکوت باعث میشود شاهد دروغ هایت باشم و سکوت کنم درحالی که درونم غوغاست چه کردی با من ای مسبب گناه سکوت!
ویرانه کردی خانه ی مرا ...قهوه ای را مزه میکنم که هنوز در انتظار برگشتنت گرم است
ای الهه ی عشق!
میدانم که اینده ام ساختمانیست که قرار است بدون تو بنا شود اما برایم مجهول است که قرار است چه بلایی برسر خانه ی متروکه عشق من و تو نازل شود
ای معشوق من!
شب ها من عابری میشوم که در این کوچه ها قدم میگذارد نام این کوچه ها را تنهایی نمیگذارم بلکه امید تو-خاطراتت-عشقت که همواره در تک تک سلول های من جاریست تنهایی من را پر میکند
گاهی با خود فکر میکنم که (من)ی وجود ندارد بلکه تمام وجودم- تمام افکارم و تمام زندگی ام تویی
شب ها
تمامی خاطراتت به سراغ من می آیند و میگویند من راهم بگو و مخاطب من دیوار است اما سکوتش تشابه عجیبی دارد باتو همان موقعی که هرچقدر برای تو از همه جا و همه کس میگفتم جوابت فقط یک نفس بود...
انگار دوری از تو مرا شهرزاد کرد
شهرزادی که میگوید از قصه ی عشقش و غصه ی چشمش و غوغای بهترین روز زندگی تو #کپے_ممنوع 🚫 #نوشته‌_خودم
نظرتون مهمه🙏
دیدگاه ها (۳)

پدرم نیست ...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

عاشقانه های شبنم

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

آخرین بازمانده از عشق

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط