#دختر_باغبان 🌱

#دختر_باغبان 🌱

#پارت_29

+سلام

ــ علیک
دیر نیومدی؟

+یکی از دوستام کارم داشت برای همین یکم دیر شد.

ــ آها خب برو لباساتو عوض کن بیا کارت دارم.

+چشم
لباسامو عوض کردم و رفتم روبه‌روش نشستم.

+خب چیکارم داری؟

ــ فرداشب مهمونی داریم

+میدونم

ــ می‌خوام به عنوان پارنترم تو اون جشن باشی.

+جانم؟

ــ مگه کری؟

+نه
ولی من...

ــ ولی نداره اگه قبول نکنی میتونم یه طور دیگه وارد عمل بشم.

+باشه باشه قبول میکنم

ــ حالا بچه خوبی شدی.

+یچیزی من لباس ندارم.

ــ برات آوردم.

+بعد یه چیز دیگه

ــ چی؟

+چرا الان داری عمارتو تزئین میکنی؟

ــ چون دوست دارم

+یچیز دیگ......

ــ چند تا چیز دیگه داری بسته سرم درد اومد.

+به سرت بگو درد نیاد.

ــ می‌دونستی خیلی نمکی؟

+آره میدونم

ــ میتونی برای یه لحظه خفه شی؟

+نه

ادامه دارد..............🌱
دیدگاه ها (۰)

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۴ — نقشه‌ی رهاجونگکوک از صبح یک لحظه هم ...

برای بابا فصل دو پارت 14

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

«دختر کوچولوی من» پارت 8

چندپارتی جونگ کوک

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

پارت ۲۷ساعت هفت و نیم بود و من جلوی آینه ایستاده بودم.با بی‌...

the first lie

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط