{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

the first lie

part ۱۳

کلارا: پسره ی پررو عوضی... هه پدرم چه فکری کرده که عاشق تو بشم...

کوک: هوی بفهم داری چی میگی بعدشم من یه پیشنهاد دارم

کلارا: چه پیشنهادی؟

کوک: اینکه تو یه خونه باشیم اما اتاق هامون جدا باشه و بهم کاری نداشته باشیم

کلارا: اوم خوبه.... قبول

کلارا دستش رو جلو اورد و کوک بهش دست داد

باهم خداحافظی کردن و کلارا رفت سمت عمارت اما کوک موند تو بار

کلارا تو راه داشت فکر میکرد چجوری حرص اون پسر رو در بیاره و جالب

اینجاست که کوک هم تو این فکر بود

هر رابطه عاشقانه ای از تنفر شروع میشه

به نظر شما این رابطه هم همینطوره؟

اما این رابطه پر چالش تر از اون چیزیه که فکر میکنید.

کلارا مستقیم رفت به عمارت... و کوک.... خیلیییی مست کرده بود...

و ممکن بود امشب کار دست یکی بده مطمئنم میفهمید چی میگم...

بنابراین با اینکه شارلوت بهش خیانت کرده بود رفت پیشش....

پارت بعد اسمات....

✨بچه ها من واقعا از ته دلم معذرت میخوام...

ببخشید من واقعا دیر دیر به دیر میزارم حق دارید ناراحت بشید ولی میدونم که منو درک میکنید بازم ببخشید دوستون دارم پارت بعد هم چند ساعت دیگه میزارم....
دیدگاه ها (۰)

ببخشید پست هام کمه و دیر به دیر فعالیت میکنم.دوتا خبر دارم!۱...

دوستان سلام خوبید ؟خب میخوام یچی بگم اول اگه غلت املایی تو م...

crazy spies | P⁷-یااااا حالا چ گوهی بخوریمممم از کجا بریمممم...

بچه ها این الان واقعا یعنی چی؟!باید پیج رو خصوصی کنم؟!کی گزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط