پارت دوم ( آسانسور عشق )

پارت دوم ( آسانسور عشق )

امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلام و خب خوب پیش رفت اما خسته کننده بود.‌‌..

خلاصه داشتم میومدم خونه که یاد دیشب افتادم وایییییی دیگه اصلا سوار آسانسور نمیشم ولی ۵ طبقههههه ...

بعد از نیم ساعت

آییییییییییی بلخره رسیدم
کلید انداختم در و اومدم تو و داشتم لباس عوض میکردم عه تهی پیام داد ( عاشق ته هست )

ــ سلام ات‌ امیدوارم بد موقع پیام نداده باشم فردا برنامه ای داری ؟

ــ سلامم ته نه بد موقع نبود .....نه برنامه ندارم

نویسنده : آره بد موقع نبود تو راست میگی لخت داری پیام باری می‌کنی

ات‌ در جواب به نویسنده : اهههه چیکارم دارییی تو داستانتو بگو

نویسنده : باش باش تو کارتو بکن


ــ میگم ات‌ میشه فردا ی شام بخوریم باهم .

ــ البتهه میشه ساعت چند

ــ واسه ساعت ۹ رزرو کردم

ــ باشه 🐼


ویو فردا صبح

ات‌ ویو

از خواب بیدار شدم روتینمو انجام دادم و سریع چند لقمه صبحانه خوردم و رفتم سر کار امروز زیاد سرم شلوغ نبود تا رسیدم ......

ادامه دارد.


ببخشید کوتاه شد گوشیم داره خاموش میشه دوستان

فقط تا ده لایک و برسونید
دیدگاه ها (۹)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پارت 27 رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح مدرسه: هیون زودتر از ...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت یــک 𓆪 🖤🥀ـ «رئیس، همه منتظر شمان.»ج...

سناریو #BTS وقتی باهامون قهرننامی: عشقم ببین درسته عصبی هستم...

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

گمشده در روشنایی. P 4

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | تماس تصویری با جیا ...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط