بازآ

#RezaSabzevary

بازا برهانم دل من عاشق و رامست
آماده ی پرواز شدست بر لب بامست
من عاشق و دیوانه، تو افسانه ی من شو
این لایق ویرانه دگر بیدل و رامست
هم گریه و هم شِکوِه ازین چرخ زمانه
این کارِ من از صبح‌ سحر تا سر شامست
بی روی تو دیگر دلِ من شاد نگردد
بی نام تو بر لب ، نَمِ پیمانه و جامست
چشمانِ تو گویند بخطا رفته نگاهت
باری چه کنم ، فکر تو هر دم پی کامست
جوینده راهت ز ازل دیده ی ما شد
ترسم نشود، راه تو پر حیله و دامست

#رضا_سبزواری
#شعر#عشق#دل#شراب#جام#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

تقدیم ب عاشقان حضرت اسدالله الغالب علی ع عاقل آن است که از ع...

خسته از اخمم و لبخند دلم میخواهدبوسه از آن لب ِچون قند دلم م...

مگذار که فرزانه ی فرزانه ٫ بمیرم بگذ...

تقدیم ب عاشقان حضرت اسدالله الغالب علی ع عاقل آن است که از ع...

نام حسن، يعني تمام حُسن دنيا

نجیب کاشانی

اندوه تـــو شــــد وارد كاشـــــانه ام امشب مهمــــان عزیز آ...

ای دوست قبولم کن و جانم بستانمستم کن و وز هر دو جهانم بستانب...

۶امتحان ولایت زمان زمان عجیبی است یار ما به کجاست؟دهد گواه د...

تقدیم به...1- هیچ کس ارزش اشکهای تو رو نداره ٬ کسی که ارزشش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط