{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی گل، یاد تو را در قفس سینه گذاشت

بوی گل، یاد تو را در قفس سینه گذاشت
حسرت چشم تو را آه... به آیینه گذاشت

یک نفر آمد و یکباره دلی عاشق شد...
یک نفر رفت و کسی کنج دلی کینه گذاشت

شنبه از روز ازل، اول دل بستن بود
عاشقی، عادت تلخی است که آدینه گذاشت

رسم رستم نه که فرزند، که نامردکشی است
داغ را وسوسه‌ی عشق به تهمینه گذاشت

چه غزل در غزلی می‌شود امشب با تو ...
شعر در سینه‌ی من جای دل آیینه گذاشت
دیدگاه ها (۲)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

بوی گل، یاد تو را در قفس سینه گذاشتحسرت چشم تو را آه... به آ...

بوی گل ، یاد تو را در قفس سینه گذاشتحسرت چشم تو را آه ... به...

بوی گل یاد تورا در قفس سینه گذاشتحسرت چشم تورا اه به ایینه گ...

یادت نرود با دلـــم از کیـنه چه گفتی!زیرِ لب از آن کینه‌ی دی...

کاشکی هرگز نیاید غم سراغِ سینه اییا غباری جا نگیرد بر دلِ آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط