{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادت نرود با دلـــم از کیـنه چه گفتی!

یادت نرود با دلـــم از کیـنه چه گفتی!
زیرِ لب از آن کینه‌ی دیرینه چه گفتی؟
این دستِ وفا بود، نه دستِ طلب از دوست!
امــا تـو به این دستِ پُر از پیـنه، چــه گفتی؟
دل، اهلِ مُکدر شدن از حرفِ کسی نیست
ای آهِ جِگـــر سـوز! به آییـنه چــه گفتـی؟
از بوسه‌ی گلگـونِ تو خــون می‌چِکــد ای تیـر!
جان و جگرم سوخت! به این سینه چه گفتی؟
از رستمِ پیروز، همین بس که بپرسند:
از کشتنِ سهراب، به تهمینه چه گفتی؟
┅✿꧁✰✰꧂✿┅ ‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

جزء الذی لایتجزی

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁷آیلا عق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط