مید یه هوای تازه تر

مید یه هوای تازه تر

گفتیم از رفتن و خوندیم از سفر

می خواستیم مثل پرنده ها باشیم

آسمونو حس کنیم ، رها باشیم

اومدیم دلو به دریا بزنیم

رنگ خورشید و به شب ها بزنیم

اما نه اینجا سراب غربته

سهمون یه کوله بار حسرته

اینجا فصل بی صدای قصه هاست

سرگذشتی داره هر کی بین ماست

یکی از قصه ی غصه هاش می گه

یکی از غربت لحظه هاش می گه

یکی می خواد شبو مهتابی کنه

شهر خاکستری رو آبی کنه

دلمون تنگه سکوتو بشکنیم

شبو با خورشید و ماه آشتی بدیم
دیدگاه ها (۴)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

Contract 🍷#contract PT18ویو هویج:صبح، برخلاف روزهای گذشته، ر...

به امید یه هوای تازه ترگفتیم از رفتن و خوندیم از سفرمی خواست...

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته؟

پارت : ۶۱

K.K.MEOW?!¹⁶

ترجمه نامه نامجون 🐨: بیرون بهار اومده؟ تو هواچئون 17 سانتی م...

ترجمه نامه نامجون 🐨: بیرون بهار اومده؟ تو هواچئون 17 سانتی م...

ببین رپ یه اسب وحشیه که سوار کار نداره نمی تونه کسی ازش تو ا...

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط