{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام بچه ها.. یه کم باهاتون حرف داشتم..

سلام بچه ها.. یه کم باهاتون حرف داشتم..
نمیدونم، حس میکنم که مثل قبل دیگه رمانامو دوست ندارید..
دیگه مثل قبل فوری لایکا نمیره بالا و زیر هر پست پنج شیش تا کامنت بیشتر نیست..
نمیدونم بعضیا هم شاید میخونن ولی لایک نمیکنن که من اینو حالا میگم هیچی.. ولی در کل، حس میکنم دیگه رمانام جذبتون نمیکنه..
از آینه به بعد..
شاید قلم من بد شده.. شاید واقعا دارم بد مینویسم ولی هنوز هیشکی به روم نیاورده.. که اگه اینطوره لطفا بگید بهم.. دوست ندارم الکی دلخوش باشم و بازم نوشتنو ادامه بدم
راستش یه مقدار دلسردم..
از این هم نترسین که دیگه رمان خوندنتون تموم میشه نه.. هنوز کلی ادم هست که رمان سوکوکو مینویسه و قلمشم صددرصد بهتر از منه..
نمیخوام واستون الکی ناله کنم تا بیاید بهم انرژی بدید.. فقط خواستم حس واقعیمو بگم.. همین..
دوستون دارم، هانا💫
دیدگاه ها (۷۲)

خب خببیاین برای بار n ام بیو بدم بهتون🦦اسمم مهدیه اس، استان...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹⁰ویو سومیاوچشمام گرد شده بود تعجب کرد...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:16باید چیکار کنم؟(سه روز...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

part62. . بوم به پوشیدن ژاکت یونجون کمک میکرد +خب دیگه چیزی ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۷آخرین زنگ مدرسه خورد.هان کیفش را برد...

سناریو سانزو

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

سناریو ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط