استالین دیكتاتور شوروی سال ۱۹۵۱ میلادی در یکی از جلسات مع

استالین دیكتاتور شوروی سال ۱۹۵۱ میلادی در یکی از جلسات معمول خود خواست که برای او مرغی بهمراه مقداری گندم بیاورند.

او آن را گرفت و در حالیکه با یك دست آنرا می فشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد.
مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن ،اما بدون موفقیت ،فرار کند.
دستان استالین برای او خیلی نیرومند بود.
استالین بدون هیچ مشکلی توانست همه پرها را از بین ببرد و پس از پایان کار به یارانش گفت:
حالا ببینیدچه اتفاقی می افتد.
او مرغ را روی زمین گذاشت وچند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد ،
همکارانش در کمال تعجب دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال می کند.
استالین با دانه های گندم ،مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود میکشید .
در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب میکرد و قدم به قدم همراه او بود!
در این مرحله استالین به دستیاران شگفت زده خود گفت:
مشاهده میکنید که مرغ باوجود تحمل تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم به دنبال من می‌آید.
استالین افزود:
احمق ها به همین راحتی اداره می شوند!
دیدگاه ها (۰)

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

Twenty four

استالین دیکتاتور شوروی، در یکی از جلسات معمول خود، خواست که ...

جامعهمقاومت فانتزی! (در نقدِ خلاقیت‌کُشیِ دوران ابتدایی)سیست...

راهکارهایی ساده برای تسکین دندان درد شبانه وقتي که دراز مي ...

خوب ، با تمام این اوصاف، می خواهم پاسخ بخشی از نامه ات را بد...

داستان بسیار زیبا:می نویسند سلطانی بر سر سفره خود نشسته غذا ...

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

فواید شگفت انگیز تخم شربتیآزتک ها (یکی از تمدن های آمریکایی)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط