♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
درود برتو ای بزرگ بانوی مهربانی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥






"مش رمضون"

کبک بودیم ، کلاغ شدیم .خورشید بودیم، چراغ شدیم
جنگل بی حصار بودیم اما یه دونه باغ شدیم
چشمامونو بسته بودیم به سفره ی بزرگ شهر
دست که به سفره رفت ولی با یه ملاقه داغ شدیم!

گندمای مزرعمون خوشه های طلایی داشت
دستای ما تو دل خاک نهال سادگی می کاشت
آب زلال چشمه مون شیرِ ستاره بود ولی
قصه ی چاه آب شهر فکرارو راحت نمی ذاشت

مش رمضون! دیدی تو شهر رو گرده ی ما زین زدن؟
دیدی که پهلوونارو با یه کلک زمین زدن
غول سیاه وسوسه غیرت ما رو خورده بود
کباب چرب پایتخت گوشت الاغ مرده بود!

چشمه بودیم، سراب شدیم. بره بودیم، کباب شدیم
ستاره بودیم توی شب اما یهو شهاب شدیم
تو غربت آهن و دود کوهِ غرورمون شکست
کوپن فروشِ خسته ی میدونِ انقلاب شدیم

دیدی چه ساده گم شدن آرزوهامون توی باد
آخ چی می شد که نون دِه باز توی سفره مون بیاد
اما نه پای رفتن و نه روی برگشتنی هست
زندگیمون همین شده: خنده کم و گریه زیاد.

مش رمضون! دیدی تو شهر رو گرده ی ما زین زدن
دیدی که پهلوونارو با یه کلک زمین زدن
غول سیاه وسوسه غیرت ما رو خورده بود
کباب چرب پایتخت گوشت الاغ مرده بود!

یغما گلرویی
دیدگاه ها (۸)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

سناریو تهیونگ

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت دوم: ائتلافِ اجباریتوی پارکینگِ خون...

چندپارتی

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.60(روایت از زبان ا.ت)بع...

۴۵ لایک و ۱۵ نشر و ۵۰ کامpart : 15به جای کاور این عکسشونو گذ...

پارت: 27 (بخش1) **زاویه دید: زین**هوای رختکن بعد از تمرین مث...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

سناریو دازای

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط