پدر خوانده پارت ۵

_______________
ویو کوک
ساعت ۶ بیدار شدم و کارام رو کردم رفتم پایین ایندفعه ا/ت بیدار بود
+سلام
_سلام
بعد چندمین ا/ت میز رو چید و نشستم
+نمیخوری؟
_خوردم
+مطمعن؟
_اره
+مطمعن مطمعن؟
_اره😂
دیگه بدون حرفی صبحونه ام رو خوردم و بعدش حاضر شدیم و سوار ماشین شدیم ا/ت رو به کافه رسوندم و خودمم رفتم شرکت امروز هم یه جلسه ی دیگه ای داشتم که اگه قرار داد رو می‌بستیم شرکت سود زیادی می‌کرد
ساعت ۹ بود و پرونده ی جدید هم اومد داشتم بهشون رسیدگی میکردم که هواسم اصلا به ساعت نبود که با تقه ی در سن رو بالا آوردم و اجازه ی ورود دادم
؟قربان ۵ دقیقه ی دیگه حسادت با شرکت هولمز شروع میشه
+به این زودی گذشت باشه میتونی بری
وسایل رو جمع کردم و رفتم به سمت اتاق جلسه
؟ خوب همه چی اوکیه ولی به یه شرط قبول میکنم
+چه شرطی ؟
؟ دخترت با پسرم ازدواج کنه
+چیی*داد*
؟خوب نظر مثبتت چیه؟ اگه قبول کنی قرار داد رو امضا میکنم و هردو شرکتمون هم سود خوبی میکنه
+هه بشین تا قبول کنم من حاضر نیستم به خاطر چند درصد سود بیشتر دخترم رو به کاری اجبار کنم که نمیخواد
؟ولی..
+ولی نداره این قرارداد صورت نمیگیره
؟پسر من دخترت رو دوست داره نگران این نباش که بهش آسیب میزنه
+دخترم هم دوسش داره؟ وقتی عشق یه طرفه باشه زندگی هردوشون جهنم میشه پس تمومش کن
؟اگه دخترت هم دوس داشته باشه چی؟
+بزار ببینیم
(با ا/ت تماس میگیر و بعد چند بوق جواب میده و میزاره رو بلندگو)
_بله پدر اتفاقی افتاده؟
+ا/ت میخوایی با الکس پسر آقای لی ازدواج کنی؟
_چی؟ نه واسه چی؟
+باشه فقط میخواستم مطمعن شم
(تلفن رو قطع کرد)
+خوب حرف دیگه ای داری؟
؟ باشه ولی بد میبینی
+می‌بینیم کی بد میبینه حالا هم برو
؟(نفسش رو پر زور بیرون داد و با عصبانیت میره بیرون)
+هوفففففف
دیدگاه ها (۰)

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو خط قرمز

سناریو سانزو پارت ۲

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

سناریو سو پارت اول

سناریو باچیرا پارت ۱

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو مایکی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط