سناریو سو پارت اول
درخواستی
نویسنده: امروز سو و ا/ت داخل یه پارک قرار گذاشته بودن
نویسنده: ا/ت از صبح داشت خوراکی درست میکرد
کوکی های ا/ت پز
ولی خوب بار اول خوب نشدن
و پرده های اشپزخونه رو به اتیش کشید
مامان ا/ت: چیکار کردی زلیل مردهههههه
ا/ت: مامان گند زدم تروخدا بیا کمک
مامان ا/ت: مثلا میخواستی چی درست؟
ا/ت: کوکی
مامان ا/ت: برای کی؟
ا/ت: برای سو دیگه
مامان ا/ت : میخواستی این کوکی های سوخترو به داماد گلم بدی
ا/ت: مامان مثل اینکه سو رو بیشتر از من دوست داری
مامان ا/ت: فایده نداره خودم باید بالا سرت وایسم و گرنه یه گندی میزنی بدو تخم مرغا رو بیار
ا/ت: باشه
نویسنده: بعد از تلاش های بسیار کوکی ها پخته شدن
ا/ت: وای مامان چه بوی خوبی میده نمیشه همشو الان بخورم
مامان ا/ت: نه دستو بکش میرید اونجا قشنگ میشینید باهم میخورید
مامان ا/ت: پس فردا که ازدواج کنی نمیشه که همش غذای سو رو بخوری
ا/ت: باشع
مامان ا/ت: افرین قشنگم الان برو لباس قشنگاتو بپوش
خوشگل کن و برو
ا/ت: پس میرم اماده شم
نویسنده: ا/ت اماده شد و جلوی در منتظر سو موند
که بلاخره اومد
نویسنده: امروز سو و ا/ت داخل یه پارک قرار گذاشته بودن
نویسنده: ا/ت از صبح داشت خوراکی درست میکرد
کوکی های ا/ت پز
ولی خوب بار اول خوب نشدن
و پرده های اشپزخونه رو به اتیش کشید
مامان ا/ت: چیکار کردی زلیل مردهههههه
ا/ت: مامان گند زدم تروخدا بیا کمک
مامان ا/ت: مثلا میخواستی چی درست؟
ا/ت: کوکی
مامان ا/ت: برای کی؟
ا/ت: برای سو دیگه
مامان ا/ت : میخواستی این کوکی های سوخترو به داماد گلم بدی
ا/ت: مامان مثل اینکه سو رو بیشتر از من دوست داری
مامان ا/ت: فایده نداره خودم باید بالا سرت وایسم و گرنه یه گندی میزنی بدو تخم مرغا رو بیار
ا/ت: باشه
نویسنده: بعد از تلاش های بسیار کوکی ها پخته شدن
ا/ت: وای مامان چه بوی خوبی میده نمیشه همشو الان بخورم
مامان ا/ت: نه دستو بکش میرید اونجا قشنگ میشینید باهم میخورید
مامان ا/ت: پس فردا که ازدواج کنی نمیشه که همش غذای سو رو بخوری
ا/ت: باشع
مامان ا/ت: افرین قشنگم الان برو لباس قشنگاتو بپوش
خوشگل کن و برو
ا/ت: پس میرم اماده شم
نویسنده: ا/ت اماده شد و جلوی در منتظر سو موند
که بلاخره اومد
- ۸۲.۲k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط