کنار برکه ی دلم نشستم و نیامدی

کنار برکه ی دلم نشستم و نیامدی
دوباره در سکوت خود شکستم و نیامدی

سرودم از ستاره ها غزل برای بودنت
ز هرچه رنگ بی تو داشت، گسستم و نیامدی

دلم بهانه ی تو داشت،فقط به عشق دیدنت
روزنه ی نگاه خود، نبستم و نیامدی

سوال کردم از خدا، نشان خانه ی تو را
سکوت کرد و در سکوت شکستم و نیامدی...
دیدگاه ها (۱)

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

عاشقانه های شبنم

همه فکر میکنند عشق از یک نگاه شروع میشود؛ اما حقیقت این است ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

https://wisgoon.com/jounkookjk-vیروزی از همین روزا که داشتم ...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

ادامه سناریو

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد رو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط