سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد ر

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد رو داریم🤭💙
شروع معرفی:

امشب از اون شب‌ها بود که انگار ستاره‌ها خودشونو پشت ابر قایم می‌کنن تا پایان قصه لو نره!☁️✨

روبند قرمزمو آروم انداختم روی صورتم
بارها این نقش‌رو بازی کرده بودم دخترِ خواننده، ناشناس و... ولی نمی‌دونم چرا امشب دلم شور میزد ،لباسم همون رنگ سرخی داشت که آدم نمی‌دونه نشونه‌ی عشقه یا خون یا شاید هر دو ،برای همین شب دوخته شده بود؛ برای اینکه به طارِک رِلِکن نزدیک بشم.کسی که قراره امشب، قصه‌ش بسته شه اما هنوز پا تو کلاب نذاشته بودم که خوردم به یه مرد قد بلند، ساکت، یه‌جور نگاه که انگار چندتا حرف تو سینش قفله گفت کجا؟🕸👀

و وقتی دستش بالا اومد روبندمو کنار بزنه، قلبم پشت دنده‌هام دوید ولی من آروم گفتم بخشی از اجرای امشبه و رد شدم.♥️🚶🏻‍♀

#کتاب #کتابخوان
دیدگاه ها (۲)

پارت دوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد🌝نورهای سالن مثل م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

پارت ۱۳

پارت ۳۷ چند روز از شام سه‌نفره گذشته بود.عصر، من روی مبل درا...

وقتی دیر میای خونه(part 1)ساعت یک بامداد بود در کلاب رو پشت...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط