#elham31

#elham31
ای وای که دریای دلم در فوران بود
انگار که در حسرت آرامش جان بود

یک عمر کسی حال مرا درک نمی کرد
ای کاش غمم از همه ی شهر نهان بود

تنها شده بودم به خدا در دل عالم
از یار چه می شد که کمی نام و نشان بود

از چشم ترم ابر غم انگیز چه می خواست
هر فصل دلم مثل زمستان و خزان بود

ای وای که دنیا به دلم رحم نمی کرد
تقدیر غم انگیز دلم ظلم جهان بود

مهدی ملکی
#خاص #زیبا #جذاب #عاشقانه #عشق #تکست_خاص #عکس_نوشته #عکس_پروفایل #تنهایی #عشقولانه #تکست_ناب
دیدگاه ها (۱)

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

🌟 داستانِ یک تحول؛ وقتی علی (علیه السلام) مسیر فیلسوف غربی ر...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

جاده بی راهه

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :حال تکلیف او در عالم بر...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :صد البته آن که گناه نک...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط