{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#محرم

#محرم
ز دستم‌ می‌ روی‌ اما صدایم‌ در نمی‌آید

دلم‌ میسوزد و کاری‌ ز دستم‌ بر نمی‌آید


سرم‌ را می‌گذارم‌ رویِ‌ کِتف‌ِ خواهرم‌ زینب‌

الا ای‌ محرم‌ دردم‌ چرا اکبر نمی‌آید


اگر زینب‌ نمی‌آمد گریبان‌ پاره‌ می‌کردم‌

تحمل‌ می‌رود اما شب‌ غم‌ سر نمی‌آید


اذان‌ گوی‌ دل‌ بابا، اذانی‌ میهمانم‌ کن‌

اگر چه‌ از گلوی‌ تو صدائی‌ در نمی‌آید


الا ای‌ سرو بی‌ همتا، عصای‌ِ پیریِ‌ بابا

به والله‌ سرم‌ دیگر از این‌ بدتر نمی‌آید


تمام سعی خود را میکنم اما نمیدانم

چرا این تیرها از پیکر تو در نمی آید

.
🌷 یا علی اکبر 🌷

من راضیم که جان دهم اینجا بجای تو
تو راهی " حرم " شوی اکبر بجای من🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹³فارغ از هر چه که ناراحتم می‌کنداز بابت داشتنِ...

ز دستم‌ مي‌ روي‌ اما صدايم‌ در نمي‌آيد دلم‌ ميسوزد و كاري‌ ...

ز دستم‌ می‌ روی‌ اما صدایم‌ در نمی‌آیددلم‌ میسوزد و کاری‌ ز ...

ز دستم می روی اما صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز دستم ...

ز دستم می روی اما صدایم در نمی آید/دلم می سوزد و کاری ز دستم...

ز دستم می روی اما صدایم در نمی آید/دلم می سوزد و کاری ز دستم...

ز دستم می روی اما صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز دستم ...

ز دستم می روی اما صدایم در نمی آید/دلم می سوزد و کاری ز دستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط