گاهی هر چقدر هم که خودت را بزنی به کوچه علی چپ که بی خیال

گاهی هر چقدر هم که خودت را بزنی به کوچه علی چپ که بی خیال خودت و احساست شوی
که بی خیال تمام بودن ها و نبودن ها شوی
که بی خیال هر چه که اسمش را عشق گذاشته اند،شوی بازهم نمیشود.
بازهم یک نفر می آید و برچسب میزند به تمام این بیخیال شدن ها و کوچه علی چپ ها و تو چه دیوانه وار عاشق برچسب زدن آن ادم و چشم هایش میشوی .
دیوانه میشوی و میگذاری دلت را ببرد .
میگذاری عاشقت کند .
بیقرار و بی تابت کند.
اصلا حاشیه چرا ،میگذاری تو را از خود بی خودترت کند و بشوی یک ادم دیگر.
گاهی به همین راحتی میگذاری یک نفر بشود دلیل حال خوب و بد روزگار دل از همه جا بی خبرت.
ادم است دیگر گاهی سخت دل به رویای یک نفر میدهد و رویایش را به او گره میزند.
گاهی همین ادم سخت محتاج بودن یک نفر می شود.
محتاج محبت کردن هایش ...آغوشش...عاشقانه هایش...بوسه هایش...
محتاج پا به پای دیوانگی های تو ،دیوانگی کردن هایش...
و این اعتراف بماند پای این صفحه از دفتری که برای توست :
بین خودمان دوتایی بماند ،من همان ادمم که شرح حالش را خواندی...
دیدگاه ها (۱۱)

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پروانه جان

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط