سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆
سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆
موقعیت:~» توی دفترت درباره ی علاقه ات بهش نوشتی و خیلی اتفاقی دفترت روی زمین میوفته و اون صفحه باز میشه..
۱. مانجیرو سانو (مایکی)
وقتی دفتر را برمیدارد و چشمانش روی آن جمله میافتد، برای لحظهای خشکش میزند. او دفتر را سریع میبندد، انگار که یک شیء مقدس است.
او به جای خندیدن یا صحبت کردن، فقط سکوت میکند. دفتر را به تو پس میدهد، به چشمانت نگاه میکند و لبخند بسیار آرامی میزند که تا به حال ندیدی. از آن لحظه به بعد، مایکی که همیشه دنبال سرگرمی بود، وقتی کنارت است خیلی متمرکزتر به تو نگاه میکند. او چیزی نمیگوید، اما انگار فاصلهاش را با تو کمتر کرده است.
۲. کن ریگوجی (دراکن)
دراکن با دیدن نوشتهها، انگار یک سطل آب یخ روی سرش ریختهاند. او دفتر را با دقت میبندد و طوری که کسی نبیند به دستت میدهد.
او بلافاصله نگاهش را میدزدد و با دستپاچگی میگوید: «حواست... حواست به وسایلت باشه.» از آن روز به بعد، دراکن خیلی محتاطتر میشود. هر وقت در راهرو میبیندت، کمی خجالتزده است و نمیتواند مثل قبل راحت با تو شوخی کند. او سعی میکند با کارهای کوچک (مثل مراقبت از تو در شلوغی) احساسش را نشان دهد، نه با کلمات.
۳. کیسوکه باجی
باجی دفتر را برمیدارد، چشمانش را ریز میکند و وقتی میخواند، ضربان قلبش بالا میرود. او به سرعت دفتر را میبندد و نیشخندش را پنهان میکند.
باجی تصمیم میگیرد به رو نیاورد. او شروع میکند به مسخرهبازی درآوردن تا خجالتش را پنهان کند، اما از آن روز به بعد، خیلی محافظتکننده رفتار میکند. اگر کسی نزدیکت شود، باجی سریع سر و کلهاش پیدا میشود. او چیزی نمیگوید، اما نگاهش هر وقت به تو میافتد، جدیتر و عمیقتر از همیشه است.
۴. کازوتورا هانمیا
کازوتورا وقتی نوشتهها را میبیند، دستش میلرزد. او انگار نمیتواند باور کند کسی چنین احساسی به او داشته باشد. دفتر را به آرامی به دستت میدهد و به زمین نگاه میکند.
او کمی از تو فاصله میگیرد، چون میترسد که این یک سوءتفاهم باشد یا باعث اذیت شدن تو شود. اما هر وقت از دور میبیندت، لبخندی تلخ و در عین حال امیدوارانه میزند. او هنوز آماده نیست حرفی بزند، اما در سکوت، تمام توجهش به توست.
۵. چیفیو ماتسونو
چیفیو دفتر را که میبیند، رنگ صورتش کاملاً میپرد. او سریع دفتر را به دستت میدهد و با لکنت میگوید: «ا... افتاد...» و بدون اینکه منتظر تشکر بماند، با سرعت از آنجا دور میشود.
او تا چند روز نمیتواند در چشمانت نگاه کند. هر بار که نزدیکش میشوی، او دستپاچه میشود و شروع میکند به حرف زدن درباره موضوعات بیربط. او به شدت مضطرب است، چون حالا میداند تو چه حسی داری و نمیداند چطور باید برخورد کند.
### ۶. تاکهمیچی هاناکی
تاکهمیچی دفتر را برمیدارد و وقتی میخواند، چشمهایش گرد میشود. او آنقدر شوکه شده که دفتر را تقریباً از دستش میاندازد.
او سعی میکند وانمود کند چیزی ندیده، اما در این کار افتضاح است! او مدام در راهرو میآید و میپرسد: «خوبی؟ چیزی لازم نداری؟» یا «میخوای کمکت کنم؟». او به شدت مراقب توست و هر وقت با هم هستید، مدام سرخ میشود و سعی میکند رفتارش را خیلی مودبانه و شیرین نگه دارد.
۷. هانما شوجی
هانما با دیدن نوشتهها، یک پوزخند شیطنتآمیز میزند و با آرامش دفتر را به تو میدهد. او هیچی نمیگوید، اما نگاهش میگوید: «من میدونم.»
به بهههه حالااا دیگه او بازی را شروع میکند.😈 هانما شروع میکند به اذیت کردنت، اما نه با کلمات توهینآمیز، بلکه با چشمک زدنهای گاه و بیگاه یا اینکه وقتی راه میروی، ناگهان کنار گوشت زمزمه کند: «چیزهای جالبی نوشتی، نه؟». او عمداً تو را در این بلاتکلیفی نگه میدارد تا ببیند واکنشت چیست.
۸. شینیچیرو سانو
شینیچیرو دفتر را برمیدارد، یک لحظه متوقف میشود، نوشتهها را میبیند و با لبخندی آرام آن را به دستت میدهد.
او همیشه خیلی جنتلمنانه رفتار میکند. اصلاً به رو نمیآورد که چیزی دیده، اما از آن لحظه به بعد، رفتارش با تو خیلی گرمتر میشود. او همیشه برایت وقت میگذارد، با مهربانی با تو صحبت میکند و طوری رفتار میکند که انگار تو برایش خاصترین آدم مدرسهای. او میخواهد تو خودت با خیال راحت و بدون فشار، وقتی آماده بودی به او بگویی.
اگه خوشتون اومد لایک و کامنت یادتون نره قشنگا:) ♡
موقعیت:~» توی دفترت درباره ی علاقه ات بهش نوشتی و خیلی اتفاقی دفترت روی زمین میوفته و اون صفحه باز میشه..
۱. مانجیرو سانو (مایکی)
وقتی دفتر را برمیدارد و چشمانش روی آن جمله میافتد، برای لحظهای خشکش میزند. او دفتر را سریع میبندد، انگار که یک شیء مقدس است.
او به جای خندیدن یا صحبت کردن، فقط سکوت میکند. دفتر را به تو پس میدهد، به چشمانت نگاه میکند و لبخند بسیار آرامی میزند که تا به حال ندیدی. از آن لحظه به بعد، مایکی که همیشه دنبال سرگرمی بود، وقتی کنارت است خیلی متمرکزتر به تو نگاه میکند. او چیزی نمیگوید، اما انگار فاصلهاش را با تو کمتر کرده است.
۲. کن ریگوجی (دراکن)
دراکن با دیدن نوشتهها، انگار یک سطل آب یخ روی سرش ریختهاند. او دفتر را با دقت میبندد و طوری که کسی نبیند به دستت میدهد.
او بلافاصله نگاهش را میدزدد و با دستپاچگی میگوید: «حواست... حواست به وسایلت باشه.» از آن روز به بعد، دراکن خیلی محتاطتر میشود. هر وقت در راهرو میبیندت، کمی خجالتزده است و نمیتواند مثل قبل راحت با تو شوخی کند. او سعی میکند با کارهای کوچک (مثل مراقبت از تو در شلوغی) احساسش را نشان دهد، نه با کلمات.
۳. کیسوکه باجی
باجی دفتر را برمیدارد، چشمانش را ریز میکند و وقتی میخواند، ضربان قلبش بالا میرود. او به سرعت دفتر را میبندد و نیشخندش را پنهان میکند.
باجی تصمیم میگیرد به رو نیاورد. او شروع میکند به مسخرهبازی درآوردن تا خجالتش را پنهان کند، اما از آن روز به بعد، خیلی محافظتکننده رفتار میکند. اگر کسی نزدیکت شود، باجی سریع سر و کلهاش پیدا میشود. او چیزی نمیگوید، اما نگاهش هر وقت به تو میافتد، جدیتر و عمیقتر از همیشه است.
۴. کازوتورا هانمیا
کازوتورا وقتی نوشتهها را میبیند، دستش میلرزد. او انگار نمیتواند باور کند کسی چنین احساسی به او داشته باشد. دفتر را به آرامی به دستت میدهد و به زمین نگاه میکند.
او کمی از تو فاصله میگیرد، چون میترسد که این یک سوءتفاهم باشد یا باعث اذیت شدن تو شود. اما هر وقت از دور میبیندت، لبخندی تلخ و در عین حال امیدوارانه میزند. او هنوز آماده نیست حرفی بزند، اما در سکوت، تمام توجهش به توست.
۵. چیفیو ماتسونو
چیفیو دفتر را که میبیند، رنگ صورتش کاملاً میپرد. او سریع دفتر را به دستت میدهد و با لکنت میگوید: «ا... افتاد...» و بدون اینکه منتظر تشکر بماند، با سرعت از آنجا دور میشود.
او تا چند روز نمیتواند در چشمانت نگاه کند. هر بار که نزدیکش میشوی، او دستپاچه میشود و شروع میکند به حرف زدن درباره موضوعات بیربط. او به شدت مضطرب است، چون حالا میداند تو چه حسی داری و نمیداند چطور باید برخورد کند.
### ۶. تاکهمیچی هاناکی
تاکهمیچی دفتر را برمیدارد و وقتی میخواند، چشمهایش گرد میشود. او آنقدر شوکه شده که دفتر را تقریباً از دستش میاندازد.
او سعی میکند وانمود کند چیزی ندیده، اما در این کار افتضاح است! او مدام در راهرو میآید و میپرسد: «خوبی؟ چیزی لازم نداری؟» یا «میخوای کمکت کنم؟». او به شدت مراقب توست و هر وقت با هم هستید، مدام سرخ میشود و سعی میکند رفتارش را خیلی مودبانه و شیرین نگه دارد.
۷. هانما شوجی
هانما با دیدن نوشتهها، یک پوزخند شیطنتآمیز میزند و با آرامش دفتر را به تو میدهد. او هیچی نمیگوید، اما نگاهش میگوید: «من میدونم.»
به بهههه حالااا دیگه او بازی را شروع میکند.😈 هانما شروع میکند به اذیت کردنت، اما نه با کلمات توهینآمیز، بلکه با چشمک زدنهای گاه و بیگاه یا اینکه وقتی راه میروی، ناگهان کنار گوشت زمزمه کند: «چیزهای جالبی نوشتی، نه؟». او عمداً تو را در این بلاتکلیفی نگه میدارد تا ببیند واکنشت چیست.
۸. شینیچیرو سانو
شینیچیرو دفتر را برمیدارد، یک لحظه متوقف میشود، نوشتهها را میبیند و با لبخندی آرام آن را به دستت میدهد.
او همیشه خیلی جنتلمنانه رفتار میکند. اصلاً به رو نمیآورد که چیزی دیده، اما از آن لحظه به بعد، رفتارش با تو خیلی گرمتر میشود. او همیشه برایت وقت میگذارد، با مهربانی با تو صحبت میکند و طوری رفتار میکند که انگار تو برایش خاصترین آدم مدرسهای. او میخواهد تو خودت با خیال راحت و بدون فشار، وقتی آماده بودی به او بگویی.
اگه خوشتون اومد لایک و کامنت یادتون نره قشنگا:) ♡
- ۳.۰k
- ۰۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط