نگاهم می کرد

نگاهم می کرد
و من
زیر هجوم نگـــــاه و سنگینی قاب دستش
از خجالت آب میشدم...
دل خوش به همان #قاب_ماندگار بود...

#شهدای_غواص #مازندران#قائمشهر

#شهید #مدافع_حرم #بسیج #بسیجی #رزمندگان#فکر_نو
دیدگاه ها (۱)

ترکم نکن

بهار بدون تو

کاتسوکی مقابل در ورودی خوابگاه ایستاد و با پشتِ دستش، به شون...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

پارت ۵۴نورِ ملایمِ آفتاب از لایِ درزِ پرده‌ها به داخلِ اتاق ...

پیمان نقره ای

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

پارت ۱۳

پارت⁴²ویو یونگیصدای آژیر پلیس هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.به جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط