بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
اوست که باید دلیل قانع کننده برای این ادعای خود بیاورد. دلیل نمی شود که چون دکترای فلسفه دارد، هر چه که او گفت حجت باشد و حتی وحی حجت نباشد و گفته او دلیل نخواهد، اما خلافش، هر چند آیه قرآن باشد، دلیل و برهان بخواهد.
الف)- دکترای فلسفه، دست کم باید این اصل را بداند که هر ابزار شناختی، محدودهای دارد. چنان چه امور حسی با عقل و فلسفه به اثبات نمیرسند و امور عقلی نیز با حس به اثبات نمی رسند. با حس نمیشود اثبات کرد که دور و تسلسل باطل است و با عقل نمی شود اثبات کرد که رنگ برگ در بهار سبز و در پاییز زرد است.
ب) -اگر صرف عقل و استدلال عقلی برای هر شناختی کفایت مینمود، خداوند متعال دیگر نبی و وحی نمی فرستاد، چون عقل را به همگان داده است. بله، ریشه و کلیات در توحید و نبوت، با عقل شناخته می شود، عناصر مادی و محسوس نیز با حسّ شناخته میشوند، اما عرصه یا عالمی که نه عقل به آن راه دارد ونه حسّ، را چگونه میتوان شناخت؟ فقط با نقل و وحی .
ج) - از اخبار آخرت شروع می کنند و بعد به احکام دنیا نیز میرسند و می گویند همه مثال و تشبیه و کنایه و استعاره است. مثلاً نه عقل می فهمد و اثبات میکند که چرا باید نماز صبح را در زمان معینی و در دو رکعت و بدین شکل خواند و نه احساس چنین شناختی را حاصل می کند. بلکه فقط وحی یا همان نقل حجت است.
اما بعدها می گویند: این هم مثل است، منظور این است که مثلاً روزی چند وقت با خدا حرف بزنید، حالا هر طور که خواستید این کار بکنید و استدلال دروغین میآورند که مگر نفرمود:افلا تعقلون؟ آیا عقل حکم میکند که صریح وحی را بگوییم مَثَل است؟!
د)- بله، در قرآن کریم هم سخن از مِثل وهم سخن از مَثَل وجود دارد، اما هر کدام تعریف و جایگاهی دارند و چنین نیست که هر کسی بتواند هر چه را دلش خواست، مَثَل تلقی کند. مَثَل، همان که در سؤال نیز بیان شد، برای فهم و درک بیشتر است و نفی واقعیت.
گاهی مِثل به معنای شبیه ومانند است، چنان فرمود: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ - برای خدا مثل و مانندی وجود ندارد.و یا می فرماید:اگر میتوانید مِثل این سوره را بیاورید و یک جا برای انتقال مفهوم یک معنا، مثالی مادی می آورد، مِثل این که میفرماید:مَثَل کسانی که کتاب الهی را در دست دارند و حمل میکنند، اما نه میفهمند و نه به آن باور و عمل دارند، مَثَل الاغی است که کتاب حمل می کند؛ و یا میفرماید: مَثَل کسانی که به غیر از او اولیایی می گزینند،مَثَل عنکبوت و خانهسازی اش است:(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
اوست که باید دلیل قانع کننده برای این ادعای خود بیاورد. دلیل نمی شود که چون دکترای فلسفه دارد، هر چه که او گفت حجت باشد و حتی وحی حجت نباشد و گفته او دلیل نخواهد، اما خلافش، هر چند آیه قرآن باشد، دلیل و برهان بخواهد.
الف)- دکترای فلسفه، دست کم باید این اصل را بداند که هر ابزار شناختی، محدودهای دارد. چنان چه امور حسی با عقل و فلسفه به اثبات نمیرسند و امور عقلی نیز با حس به اثبات نمی رسند. با حس نمیشود اثبات کرد که دور و تسلسل باطل است و با عقل نمی شود اثبات کرد که رنگ برگ در بهار سبز و در پاییز زرد است.
ب) -اگر صرف عقل و استدلال عقلی برای هر شناختی کفایت مینمود، خداوند متعال دیگر نبی و وحی نمی فرستاد، چون عقل را به همگان داده است. بله، ریشه و کلیات در توحید و نبوت، با عقل شناخته می شود، عناصر مادی و محسوس نیز با حسّ شناخته میشوند، اما عرصه یا عالمی که نه عقل به آن راه دارد ونه حسّ، را چگونه میتوان شناخت؟ فقط با نقل و وحی .
ج) - از اخبار آخرت شروع می کنند و بعد به احکام دنیا نیز میرسند و می گویند همه مثال و تشبیه و کنایه و استعاره است. مثلاً نه عقل می فهمد و اثبات میکند که چرا باید نماز صبح را در زمان معینی و در دو رکعت و بدین شکل خواند و نه احساس چنین شناختی را حاصل می کند. بلکه فقط وحی یا همان نقل حجت است.
اما بعدها می گویند: این هم مثل است، منظور این است که مثلاً روزی چند وقت با خدا حرف بزنید، حالا هر طور که خواستید این کار بکنید و استدلال دروغین میآورند که مگر نفرمود:افلا تعقلون؟ آیا عقل حکم میکند که صریح وحی را بگوییم مَثَل است؟!
د)- بله، در قرآن کریم هم سخن از مِثل وهم سخن از مَثَل وجود دارد، اما هر کدام تعریف و جایگاهی دارند و چنین نیست که هر کسی بتواند هر چه را دلش خواست، مَثَل تلقی کند. مَثَل، همان که در سؤال نیز بیان شد، برای فهم و درک بیشتر است و نفی واقعیت.
گاهی مِثل به معنای شبیه ومانند است، چنان فرمود: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ - برای خدا مثل و مانندی وجود ندارد.و یا می فرماید:اگر میتوانید مِثل این سوره را بیاورید و یک جا برای انتقال مفهوم یک معنا، مثالی مادی می آورد، مِثل این که میفرماید:مَثَل کسانی که کتاب الهی را در دست دارند و حمل میکنند، اما نه میفهمند و نه به آن باور و عمل دارند، مَثَل الاغی است که کتاب حمل می کند؛ و یا میفرماید: مَثَل کسانی که به غیر از او اولیایی می گزینند،مَثَل عنکبوت و خانهسازی اش است:(ادامه دارد...)
- ۱۰۳
- ۱۰ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط