{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر! روزگاری گذشت تا امروز به معنای تو برسم...

پدر! روزگاری گذشت تا امروز به معنای تو برسم...
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه ‏هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش اگر دستهای ترک خورده ات را ندیدم، ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. سایه‏ات کم مباد ای پدرم!
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

#روز_پدر پدر! خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏...

روز پدر پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربا...

پدر 🌸 🍃 خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ ات، ک...

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم،...

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم،...

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم،...

❤ ️پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط