برایت اتّفاق افتاده جسمت درون چاه بابِل مانده باشد؟

برایت اتّفاق افتاده جسمت درون چاه بابِل مانده باشد؟
دلت یک دفعه پروازش بگیرد؛ ولی پای تو در گِل مانده باشد؟

ببینی ازخودِ دیروزی ات هم هزاران سال نوری دور ماندی
میان آنچه بودی، آنچه هستی، جهانی حدّفاصل مانده باشد؟

شده آیا رفیق کهنه ات را ببینی بعدِ یک مدّت جدایی
تو از دیوانگی هایت بگویی؛ ولی او پاک، عاقل مانده باشد؟

تصوّر کن کسی یک عمر گشته، که شاید لحظه ای آسوده باشد
ولی از آن همه سگ دو زدن ها، فقط درد مفاصل مانده باشد

شده هرگز کسی تا دسته خنجر، درون سینه ات جا کرده باشد
اگرچه او تو را بدجور کشته، دل تو پیش قاتل مانده باشد؟

چه دشوار است باور کردن این که رؤیاهای تو بر باد رفته
به جای نوش دارو توی جامت، کمی زهر هلاهل مانده باشد

شبیه نو عروس تیره بختی که مرد دیگری را دوست دارد
ولی حالا برایش یک دل خون و کابوسی پر از "کِل" مانده باشد

چه سودی برده ام از روز تازه؟ فقط آمد مرا کم کرد از من
شبیه جمع و تفریقی شدم که از آن یک صفر حاصل مانده باشد...
دیدگاه ها (۱)

برایت اتّفاق افتاده جسمت، درون چاه بابِل مانده باشد؟ دلت یک ...

متهم كردی مرا عمری به عشق ديگریكاش ميدانستی از هركس برايم بر...

متهم کردی مرا عمری به عشق دیگریکاش میدانستی از هرکس برایم بر...

#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام بگو هنوز برایت کمی توان ماندهبگو ...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

هیچوقت فلسفه این عشق را نفهمیدمدوستت دارم را میگویی هوایی می...

کپشن رو بخون و استفاده کن

هر چیزی باید سر جای خودش اتفاق بیفتد، قبول داری؟!مثلاً تگرگ،...

هر چیزی باید سر جای خودش اتفاق بیفتد،قبول داری؟مثلاً تگرگ،با...

هر چیزی باید سر جای خودش اتفاق بیفتد، قبول داری؟!مثلاً تگرگ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط