هیچوقت فلسفه این عشق را نفهمیدم

هیچوقت فلسفه این عشق را نفهمیدم
دوستت دارم را میگویی هوایی میشوند و میروند
دوست دارم را نمیگویی از دیگری محبت میبینند و میروند...
این عشق چه فلسفه ای دارد؟؟؟
خیلی دوست دارم با آن هایی که بهم رسیدند ساعت ها حرف بزنم و بگویم چه گفتید،چه کردید که به اینجا رسیدید
شاید مشکل از من است
شاید من بلد نیستم عاشقی کنم...احساست که می میرد
دیگر هیچ‌ عاشقانه ای
قلبت را نمی لرزاند ...
هیچ دوست داشتنی
با تو نمی ماند
و تو
شبیه آن مسافری می شوی
که نه جایی برای ماندن دارد و
نه بهانه ای برای رفتن ...!!اگر یکی را که دوستش داری از دست بدهی، بخشی از وجودت همراه با او از دست می‌رود. مانند خانه‌ای متروکه اسیر تنهایی‌ای تلخ می‌شود؛ ناقص می‌مانی. خلا محبوبِ از دست رفته را همچون رازی در درونت حفظ می‌کنی. چنان زخمی است که با گذشت زمان، هر قدر هم طولانی، باز تسکین نمی‌یابد. چنان زخمی است که حتی زمانی که خوب شود، باز خون‌چکان است. گمان می‌کنی دیگر هیچ‌گاه نخواهی خندید، سبک نخواهی شد. زندگی‌ات به کورمال‌کورمال رفتن در تاریکی شبیه می‌شود؛ بی‌آن‌که پیش رویت را ببینی، بی‌آن‌که جهت را بدانی، فقط زمان حال را نجات می‌دهی… شمع دلت خاموش شده، در شب ظلمات مانده‌ای. #حرف #دل #من
دیدگاه ها (۶)

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می‌کنی:وقت رفتن استباز هم ه...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

فلسفی

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

دوست داشتنتشبیه ورق خوردن رؤیاستدر کتابیکه دلم نمی‌خواهد به ...

نمی‌دانم از چه می‌گریزم؛از آدم‌ها، از خویشتن، یا از آن غریبه...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط