وقتی نمیزاشتی …

#سونگمین
داشتی با لپ تابت کار میکردی و سونگمین نشسته بود و بهت خیره شده بود
+ عام ؟ سونگمینا ؟؟
_ بله
+ کجا رو نگاه میکنی
_ تو رو
+ حالت خوبه ؟
_ اره
بازم سرت رو کردی تو لپ تاب و به کارت ادامه دادی چند دقیقه ای گذشت ، سرت رو بالا آوردی که دیدی سونگمین بالاسرت وایساده
+ وای ، ترسیدم
_ میاد نزدیک تر لباشو نزدیک لبات میاره که لپ تاب رو میزاری کنار و دستاتو دور کردنش حلقه میکنی و برای اذیت کردنش یهو دستاتو باز میکنی و از رو مبل پامیشی و به سمت دیگه ای میری
سونگمین سرشو با تعجب میاره بالا و بهت نگاه میکنه چند ثانیه مکث میکنه و بدو بدو میاد سمتت و بهت زمان فرار کردن نمیده و براید بغلت میکنه
_ کجا خانم کوچولو ؟
شروع میکنی به دست و پا زدن تا ولت کنه
ولی خیلی خونسرد به سمت اتاق میره
+ سونگمینااااا منو بزار زمیننن
_ نه خیر
به سمت اتاق میره و آروم میزارتت روی تخت رو روت خیمه میزنه
_ خب بیبی نظرت درباره یکم شیطنت چیه ؟
دیدگاه ها (۳)

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

عشق اول

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۴ *سانیار*تو خواب خیلی ناز و شکن...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مریض شدی)سونگمین/ا.تبا احساس گلو درد و س...

دردسر های سه روزه ( پارت ۶ ) سونیک دست شدو رو گرفت و به کارگ...

چند پارتی

Kazutora

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

Izana

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط