{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتی دوتا اشک...

سلامتی دوتا اشک...

یکی اشکی که "عروس" وسط رقص ریخت
و همه گفتن اشک شوقه ...
ولی از ناراحتی بود چون دامادش عشقش نبود....

یکی اشکی که ده متر اون طرف تر
از چشم جوونی سرازیر شد که داشت
به عروس قصه هاش نگاه میکرد
که نشد بهم برسن...

♥ خدایا نذار کسی ازاین اشکا بریزه..
دیدگاه ها (۲)

Part5:با تمام توانش میدویید تقریبا چیزی نمونده بود که به ادا...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟒هردو در جایگاهشون ایستادن و حلقه هایی ...

چند پارتی

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط