برایان تریسی سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس

برایان تریسی سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد.

او پرسید:
« چه کسی این بیست دلار را میخواهد ؟ »

دست‌ها بالا رفت. او گفت:
« من این بیست دلار را به یکی از شما میدهم. اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم. »

او اسکناس‌ها را مچاله کرد و پرسید:
« چه کسی هنوز این‌ها را می‌خواهد؟ »

باز هم دست‌ها بالا بودند.
او جواب داد: خُب، اگر این کار را کنم چه؟

او پول‌ها را روی زمین انداخت و با کفش‌هایش آنها را لگد کرد.بعد آنها را برداشت و گفت:
مچاله و کثیف هستند . حالا چه کسی آنها را میخواهد؟
بازهم دست‌ها بالا بودند !

سپس گفت:

« هیچ اهمیتی ندارد که من با پول‌ها چه کردم، شما هنوز هم آن‌ها را میخواستید. چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می‌ارزید. »

اوقات زیادی ما در زندگی رها میشویم،
مچاله میشویم و با تصمیم‌هایی که میگیریم و حوادثی که به سراغ ما می‌آیند آلوده میشویم.
و ما فکر میکنیم که بی‌ارزش شده‌ایم !

اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد

شما هرگز ارزش خود را از دست نمیدهید
شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.
دیدگاه ها (۲)

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

😡لعنت خدا بر کودتاگران حرام لقمه😡 پروژه دلار ۳۵۰ هزار تومانی...

با اظهارات نسنجیده رئیس بانک مرکزی ارزش پول ملی در عرض کمتر ...

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

رمان انتقام ازدواج کامل

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_5 فصل سوم | اتا...

آخرین کودتا.بنزین بر آتش جنگ وجودی!!نمی‌دانم چطور و با چه زب...

الان دارم رو خودم در مورد ی چیزی کارم میکنمشماها هم حتمی دقت...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 24کافه‌ای در سئول ـ ساعت ۴ عصرلونا ...

🔻این بازی تکراری را تمام کنید/ راه پایان «نه جنگ، نه صلح» اق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط