{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو باش و مــن با تو قانونی به نام دوستت دارم را ثبت رَسمی

تو باش و مــن با تو قانونی به نام دوستت دارم را ثبت رَسمی میکنم...
مثلاً صُبح زود که زَنگ میزنَم با صِدای خواب آلودَت طوری صِدایــَم کُن...
عزَیزَم "ها "و جانَم هایَت را نثارَم کُـن که بیایــَد و مستقیــماً به رَگ های قَلبَم پیـوند مغز و اعصاب بخُورَد...
مَن صُبح بخیــری به تُو بگُویــَم که تو از فِرط آن تمام تَن و جانَت از خواب بَرخیــزَد...
بعد از آن چایی تازه دَمی بِگذار و صُبحَت را شروع کُن...
پَنجره را باز کُن،قاب عَکسَم را تَمیــز کُن و اندکــی به آن خیــره شُو...
به چـِشمان به رَنگ بهــآرَم...
چایی را بریــز،لَب پَنجره بُگذار تا اندکی خُنک شَوَد...
همان موزیــک هَمیشگــی که بار ها برایــَت خوانده بودَمَش را بِگذار...
چاییَت سَرد شُده اَست "عَزیزَگَم"صُبحانه اَت را بخُور...
دَفتَرت را بَردار،دِلَم میخواهــَد بگُویــَم دُوستت دارَم،زَنگ که میزنــَم صِدایــَت آرامِ جانَم میشــَود"جانِ
دِل"انَدکی با مَن حَرف بِزَن...
برایــَم پُشت تِلُفن اَندَکی لبخـند بِزَن،قُربان صَدقه اَت میرَوم و من از فِکر نَداشتـَنَت تا تَماس بـَعدی تار های سپیــدی رُوی مُو هایَم مینشیــنَد...
اِسپــَند برایــَت دُود کَرده اَم و زیر لَب قُربانــیان حَسوُد را میخـوانــَم کــُــوُر....
#چرت_و_پرت_های_یهویـے
دیدگاه ها (۲)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

پارت 6 ویو آتدو روز از مسابقه گذشته بود.آت بالاخره احساس می...

#قلبی_در_دو_بدنP1*ویو ات*ساعت شیش صبح با صدای زنگ گوشیم از خ...

سلام سلام حالتون چطوره ؟بچه ها زبانم تموم شد بالاخره الانم ا...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁰﴿ویو راوی﴾صبح روز بعد...نور خورشید از ...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط