{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه بودم دنیای من یه رنگ بود

بچه بودم دنیای من یه رنگ بود
شبا مثل روز واسه من قشنگ بود
غم توی دنیای دلم جا نداشت
حرفای سرد مفهوم ومعنا نداشت
اون روزا عشقِ من فقط بازی بود
دل کوچیکم به همین راضی بود
غصه ی فردا تو دلم راه نداشت
شادی های من هیچ حریفی نداشت
اون روزا آسمونِ من آبی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود
از دلِ آدما خبر نداشتم
به حرفای هیچکسی شک نداشتم
اون روزا دنیا واسه من قشنگ بود
بی بهونه خنده روی لبم بود
دنیای بچگی پر از صفا بود
دوست داشتنِ اون روزا بی ریا بود
کاش که می شد یه لحظه از اون روزا
تمومِ امروزِ‌ما آدما بود
کاش که می شد آرزوهای امروز
به سادگیِ بچگی قشنگ بود
دیدگاه ها (۴)

🥹🤍 دلم می‌خواد برگردم به روزایی که هنوز یه بچه‌ی کوچولو بودم...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نهم: سوال‌های بی‌امان ⛓️❓[دیدگاه تهی...

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

برده عمارت جئون

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

فیک کوک پارت : ۹ خواستم از اتاق برم بیرون که یه صدایی باعث ت...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط