{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت.
متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند .
اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند !
دیدگاه ها (۳)

.

.

یکی از دوستانم به نام امیر یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان ...

مسابقه عکاسی شماره3البته این تصاویر فقط فقر مالی را نشون مید...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه ...

شک... مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شک ...

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده .شک کرد که ه...

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد ...

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه ...

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه ...

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط