{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شک...

شک...

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یک دزد راه می رود ، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند ، پچ پچ می کند ،آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض کند ، نزد قاضی برود و شکایت کند .

اما همین که وارد خانه شد ، تبرش را پیدا کرد . زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود ، حرف
دیدگاه ها (۵)

نیکی و بدی "لئوناردو داوینچی" موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچ...

به نظر خودم شهاب حسینی مخصوصا تو فیلم جدایی نادر از سیمین ...

لالا لالا نخواب سودی نداره همون بهتر که بشماری ستاره همون ب...

کیا گوش دادان این اهنگ رو واقعا زیباست “بسم الله الرحمن ...

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

مرد مورچه ای

این ویدیو یکی از رضایت‌بخش‌ترین و کاربردی‌ترین ترفندهایِ خان...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

📖 یک درس آموز (و غافلگیرکننده!)موتور شخصی دزدیده شد، اما فرد...

آخرین بحث پارت ۱۵

یک قسمت کادویی

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط