{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک ک

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند. آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود.

اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.
دیدگاه ها (۲)

دهه شصتی ها کی یادشونه

رمضان رفت و تو در خواب و محرم در پيشترس من کرببلايى است که ا...

هم اکنون که در حال نفس کشیدن هستیدشخص دیگری نفس های آخرش را ...

التماس دعا. . .

در بین آلمانی ها قصه ای هست كه این چنین بیان می شود :مردی صب...

#حکایت_قدیمی دزدى با نام امام حسين عليه السلام!از مرحوم سيد ...

هشدار ایران به تحرکات هوایی اسرائیلقرارگاه مرکزی خاتم‌الانبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط